فَأَمَّا عَادٌ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَقَالُواْ مَنۡ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَهُمۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُمۡ قُوَّةً وَكَانُواْ بِـَٔايَـٰتِنَا يَجۡحَدُونَ
15
فَأَمَّا عَادٌ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَقَالُواْ مَنۡ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَهُمۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُمۡ قُوَّةً وَكَانُواْ بِـَٔايَـٰتِنَا يَجۡحَدُونَ
15
قدرت و قوّت را اگر از خدا بدانیم و براى اهداف الهى بخواهیم ارزش دارد.
حضرت لوط براى بازداشتن مردم از فساد، آرزوى قوّت از خدا را داشت. «لو انّ لى بكم قوّة»22 اسلام به مردم سفارش مىكند كه هر گونه قدرت را براى ارعاب دشمنان خدا آماده كنید. «و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة»23 امّا اگر قدرت وسیلهى غرور و تكبّر شد به سرنوشت عاد گرفتار مىشویم.
استكبار، مایهى هلاكت است. «صاعقة عاد... فاستكبروا»
تكبّر انسانِ ضعیف در برابر خداوند قهار كاملاً نابجاست. «استكبروا... بغیر الحقّ»
انگیزهى تكبّر، مغرور شدن به قدرت و نداشتن رقیب است. «من اشدّ منّا قوّة»
داروى مبارزه با خود برتربینى، توجّه به قدرت الهى است. «من اشدّ منّا قوّة... الّذى خلقهم هو اشدّ منهم»
قدرت، نشانهى حقانیّت نیست. «من اشدّ منّا قوّة...»
نگاهى به آفرینش خود و ضعفهاى دوران جنین و كودكى، و نیازمندى امروز تكبّر را برطرف مىكند. «الّذى خلقهم هو اشد منهم»
آن چه كفّار را به هلاكت مىرساند، استمرار در كفر و لجاجت است. «كانوا - یجحدون»