وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَـٰنِ نَزۡغٌ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ
36
وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَـٰنِ نَزۡغٌ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ
36
در این آیه و سه آیهى قبل، چهار نكته براى منادیان راه خدا مطرح شده است:49
در آیهى 32 مىفرماید: بهترین سخن، دعوت به سوى خداست، مشروط بر آن كه دعوت كننده، خود اهل عمل و تسلیم فرمان خدا باشد.
در آیهى بعد مىفرماید: اگر در مسیر دعوت با مخالفان روبرو شدى با بهترین شیوه برخورد كن تا او را تغییر دهى، یا به گونهاى عمل كن كه گویا همان مخالف، دوست صمیمى تو است و هیچ به روى خود نیاور.
در آیهى بعد فرمود: این نادیده گرفتن عداوتها و دشمنىها نیاز به صبر دارد و مخصوص كسانى است كه بهرهى بزرگى از كرامت و لطف خدا را دریافت كرده باشند.
در این آیه مىفرماید: اگر شیطان تو را وسوسه كرد كه با دشمن برخورد خشن داشته باش به خدا پناه ببر.
وسوسهى شیطان «نزغ»، راهها و ابزار و انواعى دارد:
گاهى از طریق ترساندن است. «الشیطان یعدكم الفقر»50
گاهى از طریق زیبا جلوه دادن است. «زیّن لهم الشیطان اعمالهم»51
گاهى از طریق وعدههاى تو خالى است. «یعدهم و یمنیهم»52
گاهى از طریق دشمنى و كینه است. «یوقع بینكم العداوة و البغضاء»53
از وسوسهى شیطان، هیچ كس حتّى پیامبر در امان نیست. «و امّا ینزغنّك»
وسوسهى شیطان دائمى است. («ینزغنّك» فعل مضارع و رمز استمرار است).
هر عنصرى كه وسوسهگر باشد شیطانى است. «من الشیطان نزغ»
صبر نكنید كه شیطان مسلط شود، با پیدا شدن كوچكترین وسوسه به خدا پناه ببرید. «من الشیطان نزغ»
داروى وسوسهى شیطان، پناهندگى به خدا و توبه است. «و امّا ینزغنّك فاستعذ باللّه»
استعاذه از ابزارهاى عصمت انبیا است. «فاستعذ...»
به كسى باید پناه برد كه جامع همهى كمالات و شنوا و آگاه باشد. «فاستعذ باللّه» (كلمه «اللّه» به معناى ذات مقدّس است كه تمام كمالات را داشته باشد)
با این كه خدا مىداند ولى ما باید ضعف و پناهندگى خود را با زبان و دل اظهار كنیم. «فاستعذ... السمیع العلیم»
پناه خواستن از خداوند بى پاسخ نمىماند. «السمیع العلیم»
تنها خداوند شنوا و داناى مطلق است. «انّه هو السمیع العلیم»