وَقَالُواْ قُلُوبُنَا فِيٓ أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدۡعُونَآ إِلَيۡهِ وَفِيٓ ءَاذَانِنَا وَقۡرٌ وَمِنۢ بَيۡنِنَا وَبَيۡنِكَ حِجَابٌ فَٱعۡمَلۡ إِنَّنَا عَـٰمِلُونَ
5
وَقَالُواْ قُلُوبُنَا فِيٓ أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدۡعُونَآ إِلَيۡهِ وَفِيٓ ءَاذَانِنَا وَقۡرٌ وَمِنۢ بَيۡنِنَا وَبَيۡنِكَ حِجَابٌ فَٱعۡمَلۡ إِنَّنَا عَـٰمِلُونَ
5
«وقر» به معناى سنگینى در گوش است.
كفّار در برابر پیامبر و قرآن، پنج موضعگیرى سخت داشتند:
الف: اعراض و دورى كردن. «فاعرض اكثرهم» (در آیهى قبل)
ب) آماده نبودن قلبى براى پذیرش حقّ. «قلوبنا فى اكنة»
ج) گوش ندادن به پیامها. «فى آذاننا وقر»
د) اعلام وجود مانع. (یعنى حجاب خودبینى و دنیاپرستى و...) «بیننا و بینك حجاب»
ه) پافشارى بر راه خود. «فاعمل اننا عاملون»
اگر دل تحت یك پوشش باشد قابل هشدار است، امّا چند پوشش كار را محال مىكند. («اكنة» به صورت جمع آمده است).
اگر مخاطب آماده نباشد وحى و رحمت الهى و كتاب آسمانى و بشیر و نذیر بودن سودى نخواهد داشت. (با توجّه به آیهى قبل و این آیه).
شرط اول پذیرش حقّ، شنیدن سخن حقّ است كه معاندان خود را از آن محروم مىكنند. «فى اذاننا وقر»
موسى به دین خود، عیسى به دین خود، سخن كسانى است كه حجابِ تعصّبها و لجاجتها، بر دل آنها پرده افكنده است. «من بیننا و بینك حجاب فاعمل اننّا عاملون»