سوره فصلت - آیات 1 تا 4 جزء 24 - صفحه 477
  • حمٓ

    1

    تَنزِيلٌ مِّنَ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ

    2

    كِتَـٰبٌ فُصِّلَتۡ ءَايَـٰتُهُۥ قُرۡءَانًا عَرَبِيًّا لِّقَوۡمٍ يَعۡلَمُونَ

    3

    بَشِيرًا وَنَذِيرًا فَأَعۡرَضَ أَكۡثَرُهُمۡ فَهُمۡ لَا يَسۡمَعُونَ

    4

تفسیر نور
حا، میم. (این قرآن) از طرف خداوند بخشنده‌ى مهربان نازل شده است. كتابى كه آیات آن به روشنى بیان شده است، قرآنى عربى، براى مردمى كه مى‌دانند. (كتابى) بشارت دهنده و هشدار دهنده؛ پس (با این حال) بسیارى از مردم روى‌گردان شدند و (نداى قرآن را) نمى‌شنوند.

نکته‌ها
كلمه «انزلنا» به معناى نزول دفعى و كلمه «تنزیل» به معناى نزول تدریجى است و شاید براى جمع میان دو تعبیر «انزلنا» و «تنزیل» بتوان گفت كه مفاهیم و محتواى قرآن یكدفعه در شب قدر بر قلب مبارك پیامبر اسلام‌صلى الله علیه وآله نازل شده، ولى الفاظ و قالب‌ها به تدریج نازل شده است.2

هر كجا سخن از نزول قرآن است، نشانه‌اى از تربیت، قاطعیّت، عزّت، حكمت و رحمت در كار است.

«تنزیل من ربّ العالمین»3

«تنزیل الكتاب لاریب فیه»4

«تنزیل من اللّه العزیز الحكیم»5

«تنزیل من الرّحمن الرّحیم»6

«تنزیل من حكیم حمید»7


2) تفسیر راهنما.

3) واقعه، 80 و حاقّه، 43.

4) سجده، 2.

5) جاثیه، 2 و احقاف، 2.

6) فصّلت، 2.

7) فصّلت، 42.

پیام‌ها
قرآن به تدریج در صحنه‌هاى گوناگون نازل گشته است. «تنزیل»

قرآن، نزول تدریجى آن و هدف از نزول آن، برخاسته از رحمت گسترده و ابدى اوست. «تنزیل من الرّحمن الرّحیم»

قرآن در زمان پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله به صورت كتابى موجود بوده است. «كتاب»

تجلیل از یك شخص یا كتاب، گاهى ضرورى است. («فصّلت، آیاته، عربیّاً، نذیراً، بشیراً» صفات قرآن است.)

قرآن از هر چیزى كه در هدایت و رشد مردم مؤثّر است (مانند اوامر و نواهى، قصه‌ها و عبرت‌ها، استدلال‌ها، مثل‌ها، بیان نعمت‌ها، آینده‌ى بشر، حوادث قیامت، بیان عوامل عزّت و سقوط و...) به تفصیل و قاطعانه و شفّاف و بدون ابهام سخن گفته است. «فصّلت آیاته»

نه تنها محتوا بلكه الفاظ قرآن از خداست. «تنزیل... قرآناً عربیاً»

تفصیل و شیوایى قرآن را كسانى درك مى‌كنند كه به زبان عربى آشنا باشند. «قرآناً عربیاً لقوم یعلمون» (شاید مراد از «یعلمون» علم به زبان عربى باشد)

قرآن براى همه‌ى مردم نازل شده «هُدىً للناس»8 لكن تنها اهل علم و تقوا از آن بهره‌مند مى‌شوند. «لقوم یعلمون - هدىً للمتّقین»

علم، تنها خواندن و نوشتن نیست، بلكه فهم حقیقت است. «لقوم یعلمون» (با توجّه به این كه بسیارى از هدایت یافتگان صدر اسلام قدرت خواندن و نوشتن نداشتند).

بیم و امید در كنار هم لازم است. «بشیراً و نذیراً»

اكثریّت، دلیل حقانیّت نیست. «فاعرض اكثرهم»

دلیل اعراض مردم از قرآن، جهل آنان است. «لقوم یعلمون... فاعرض اكثرهم»


8) انعام، 91.