پس (اى پیامبر) به خاطر آن (كه اهل كتاب دچار شك و تردید یا عناد و لجاجت با تو هستند، آنان را به راه حقّ) دعوت كن و بر آن پایدارى نما آن گونه كه فرمان یافتهاى و خواستههاى آنان را پیروى مكن و (به آنان) بگو: به هر كتابى كه خدا نازل كرده است ایمان دارم و فرمان یافتهام تا میان شما به عدالت حكم كنم. خداوند، پروردگار ما و شماست. اعمال ما براى ما و اعمال شما براى شماست (و هیچ كدام مسئول كارهاى دیگرى نیستیم) هیچ حجّتى میان ما و شما (ناگفته) نمانده است. خداوند (در قیامت) میان ما جمع خواهد كرد و بازگشت همه به سوى اوست.
نکتهها
عدالتورزى، حاصل یك سرى باورها و اعتقادات است: شناخت راه حقّ و وصایاى انبیاى الهى، كنار زدن هوسها، ایمان به حضور در دادگاه الهى و دریافت پاداش متناسب با عمل. در این آیه فرمان عدالت در كنار همه این باورها آمده است.
پیامها

در برابر تفرقههاى برخاسته از فزونطلبى، باید در راه دین، استوار بود. «
فلذلك فادع واستقم»
تبلیغ دین همراه با مشكلاتى است كه باید تحمّل نمود. «فادع واستقم»
استقامتى ارزشمند است كه بر اساس حقّ و وظیفه باشد وگرنه حاصلى جز لجاجت ندارد. «و استقم كما اُمرت»
آنچه كه مخالف فرمان خداست، پیروى از هوسهاى مردم است. «كما اُمرت و لا تتّبع اهوائهم»
پیروى از هوسهاى مردم آفتِ دعوت به راه حقّ است. «ولا تتبع اهوائهم»
رهبر الهى باید به اصول دعوت خود پایبند باشد و در برابر خواستههاى نامشروع مردم تسلیم نشود. «قل آمنت بما...»
اسلام، تمامى كتب آسمانى را مىپذیرد. «امنت بما انزل اللّه الیك من كتاب»
عدالت خواهى خواست همه ادیان الهى است. «لاعدل بینكم»
انبیا باید حاكم و با نفوذ باشند تا بتوانند عدالت را در جامعه پیاده كنند. «لاعدل بینكم»
بیان مشتركات بهترین زمینه دعوت است. «اللّه ربّنا و ربّكم»