پس اگر روى گردانند (غمگین مباش) ما ترا بر آنان نگهبان نفرستادیم، (تا به اجبار آنان را به ایمان وادارى،) جز رساندن پیام، مسئولیّتى بر تو نیست و البتّه هرگاه از جانب خود رحمتى به انسان بچشانیم به آن شاد شده (و از ما غافل مىشود) و اگر به خاطر دست آورد كارشان بلایى به آنان رسد، (نعمتها را فراموش مىكنند،) همانا انسان ناسپاس است.
نکتهها
همیشه اعراض مردم به خاطر عملكرد مسئولین و رهبران نیست، حتّى اگر پیامبر معصوم هم تبلیغ كند گروهى اعراض مىكنند.
پیامها

رهبر جامعه باید اعراض از دین مردم را پیش بینى كند. «
فان اعرضوا»
مسئولیّت پیامبر، ابلاغ رسالت است نه اجبار مردم به پذیرش. «فما ارسلناك علیهم حفیظاً ان علیك الا البلاغ»
نعمتها از خداست، پس نباید ما را از خدا غافل كند. «اذقنا... منّا رحمة»
ابلاغ دین بر پیامبر واجب است گرچه عدهاى نپذیرند. «ان علیك الا البلاغ»
لذّتهاى دنیا، جز به مقدار چشیدن نیست. «اذقنا رحمة»
رحمت هر چه باشد از جانب خداست. «منّا رحمة»
انسان موجودى كم ظرفیّت است. «اذقنا رحمة... فرح بها»
رحمتها از جانب خداست ولى مصیبتها بازتاب عمل انسان است. «منّا رحمة... سیئة بما قدمت ایدیهم»
در تلخىها نیز باید یاد خدا باشیم و گرنه مورد ملامت و سرزنش قرار مىگیریم. «تصیبهم سیّئة بما قدمت ایدیهم فان الانسان كفور»