سوره شورى - آیات 49 تا 50 جزء 25 - صفحه 488

    لِّلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ‌ۚ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُ‌ۚ يَهَبُ لِمَن يَشَآءُ إِنَـٰثًا وَيَهَبُ لِمَن يَشَآءُ ٱلذُّكُورَ

    49

    أَوۡ يُزَوِّجُهُمۡ ذُكۡرَانًا وَإِنَـٰثًا‌ وَيَجۡعَلُ مَن يَشَآءُ عَقِيمًا‌ۚ إِنَّهُۥ عَلِيمٌ قَدِيرٌ

    50

تفسیر نور
فرمان روایى آسمان‌ها و زمین مخصوص خداست، هر چه بخواهد مى‌آفریند، به هر كه بخواهد دختران بخشد و به هر كه بخواهد پسران بخشد. یا (در یك رحم) پسران و دختران را در كنار هم قرار دهد و هر كه را بخواهد نازا گرداند، همانا اوست داناى توانا.

نکته‌ها
از آنجا كه اعراب جاهلى پسر را برتر از دختر مى‌دانستند، خداوند در این آیه درباره آفرینش هر دو كلمه «یَهَبُ» را به كار برد تا بفهماند پسر و دختر، هر دو هدیه‌ى الهى هستند و كلمه «ذكور» را با حروف «ال» آورد تا بگوید: آن پسرانى كه شما به آن دل خوشید، آنان نیز هدیه الهى هستند.

مراد از «یزوّجهم» آن است كه خداوند گاهى پسر و دختر را توأم با یكدیگر عطا مى‌كند.66


66) تفسیر نورالثقلین.
پیام‌ها
كفر و ناسپاسى مردم، اثرى در حاكمیّت خداوند ندارد. «فان الانسان كفور للّه ملك السموات...»

فرزند، هدیه‌ى الهى است. «یَهَبُ»

پسر یا دختر بودن فرزند را به او واگذار كنیم او بهتر مى‌داند. «یهب لمن یشاء اناثاً... علیم قدیر»

نمونه فرمانروایى مطلق خداوند این است كه به هر كس هر نوع فرزندى كه بخواهد مى‌دهد. «للّه ملك السموات... یهب لمن یشاء»

ناخرسندى از داشتن فرزند دختر یا پسر، كفران نعمت الهى و هدیه اوست. «فان الانسان كفور... یهب لمن یشاء...»

خداوند همواره در حال آفرینش است. «یهب... یخلق... یشاء» (فعل مضارع، نشانه‌ى استمرار است.)

فرزند دادن یا عقیم ساختن انسان، نمودى از علم و قدرت خداوند است. «یهب... انه علیم قدیر»

عقیم بودن، دلیل عدم قدرت خدا نیست. «عقیماً... قدیر»