لِّلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ يَهَبُ لِمَن يَشَآءُ إِنَـٰثًا وَيَهَبُ لِمَن يَشَآءُ ٱلذُّكُورَ
49
لِّلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ يَهَبُ لِمَن يَشَآءُ إِنَـٰثًا وَيَهَبُ لِمَن يَشَآءُ ٱلذُّكُورَ
49
أَوۡ يُزَوِّجُهُمۡ ذُكۡرَانًا وَإِنَـٰثًا وَيَجۡعَلُ مَن يَشَآءُ عَقِيمًاۚ إِنَّهُۥ عَلِيمٌ قَدِيرٌ
50
مراد از «یزوّجهم» آن است كه خداوند گاهى پسر و دختر را توأم با یكدیگر عطا مىكند.66
فرزند، هدیهى الهى است. «یَهَبُ»
پسر یا دختر بودن فرزند را به او واگذار كنیم او بهتر مىداند. «یهب لمن یشاء اناثاً... علیم قدیر»
نمونه فرمانروایى مطلق خداوند این است كه به هر كس هر نوع فرزندى كه بخواهد مىدهد. «للّه ملك السموات... یهب لمن یشاء»
ناخرسندى از داشتن فرزند دختر یا پسر، كفران نعمت الهى و هدیه اوست. «فان الانسان كفور... یهب لمن یشاء...»
خداوند همواره در حال آفرینش است. «یهب... یخلق... یشاء» (فعل مضارع، نشانهى استمرار است.)
فرزند دادن یا عقیم ساختن انسان، نمودى از علم و قدرت خداوند است. «یهب... انه علیم قدیر»
عقیم بودن، دلیل عدم قدرت خدا نیست. «عقیماً... قدیر»