سوره زخرف - آیات 11 تا 12 جزء 25 - صفحه 490

    وَٱلَّذِي نَزَّلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءَۢ بِقَدَرٍ فَأَنشَرۡنَا بِهِۦ بَلۡدَةً مَّيۡتًا‌ۚ كَذَٰلِكَ تُخۡرَجُونَ

    11

    وَٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَزۡوَٰجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡفُلۡكِ وَٱلۡأَنۡعَـٰمِ مَا تَرۡكَبُونَ

    12

تفسیر نور
و آن كس كه از آسمان به اندازه‌اى معیّن، آبى فرو فرستاد، پس به واسطه‌ى آن، سرزمین مرده را زنده كردیم، شما نیز این گونه (از قبرها)خارج مى‌شوید. و همان كسى كه همه‌ى جفت‌ها را آفرید و براى شما كشتى‌ها و چهارپایان قرار داد كه بر آنها سوار شوید.

نکته‌ها
در آیه‌ى قبل سخن از توحید بود، در این آیه اشاره‌اى به معاد شده است.

كلمه «قدر» یا به معناى اندازه است، یا به معناى تقدیر و برنامه. یعنى باران را به اندازه معیّن فرستاد یا باران را طبق برنامه فرستاد.1

ظاهراً مراد از «الازواج»، گیاهان است. زیرا این كلمه پس از نزول باران و حیات زمین مطرح شده است و بر اساس آیات دیگر قرآن، قانون زوجیّت در آنها برقرار است. «ازواجاً من نبات شتّى»2

در آیات قبل، سخن از راه بود و در این آیات، سخن از وسیله‌ى سیر و سفر در خشكى و دریا. چهارپایانى چون اسب و استر و شتر یا كشتى‌هاى كوچك و بزرگ.


1) تفسیر راهنما.

2) طه، 53.

پیام‌ها
تمام قطرات باران، حساب و كتاب دارد. «نزّل من السماء ماء بقدر»

به اندازه باریدن باران، نعمتى بس بزرگ است. «بقدر»

خداوند كارها را به وسیله‌ى اسبابى كه خود آفریده انجام مى‌دهد. (باران را سبب حیات زمین قرار داده است) «فانشرنا به بلدة میتا»

آب سرچشمه حیات است. «انشرنا به بلدة میتا»

فصل بهار و رویش گیاهان نمونه‌اى از رستاخیز است. «كذلك تخرجون»

زنده شدن انسان‌ها در قیامت اجبارى است. «تُخرجون»

زوجیّت مخصوص انسان یا حیوان نیست. «خلق الازواج كلها»

صنعت انسان با الهام الهى و با استفاده از قوانینى است كه او در آفرینش، به ودیعه گذارده است. «جعل لكم من الفلك»

چه مركب‌هاى طبیعى چون حیوانات و چه مركب‌هاى صنعتى همچون كشتى‌ها، هر دو از نعمت‌هاى الهى هستند. «جعل لكم... ما تركبون»