سوره زخرف - آیه 23 جزء 25 - صفحه 491

    وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَـٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ

    23

تفسیر نور
و بدین گونه ما در هیچ شهر و دیارى پیش از تو هشدار دهنده‌اى نفرستادیم مگر آنكه ثروتمندان مغرورشان گفتند: ما پدران خود را برآیینى یافتیم و از آثار آنان پیروى مى‌كنیم.

نکته‌ها
«مترف» از «ترفه» به معناى نعمت فراوان است و به كسى گویند كه نعمت‌ها او را مغرور و سرمست كرده باشد.

در آیه قبل خواندیم كه عوام مردم گمان مى‌كنند كه راه و روش نیاكان درست است و براى رسیدن به هدایت، از آنها پیروى مى‌كنند. «على آثارهم مهتدون» امّا این آیه مى‌فرماید: براى مترفین، رفاه و ثروت مطرح است، نه رسیدن به هدایت و لذا پیروى از آداب و رسوم نیاكان براى هدایت نیست. «على آثارهم مقتدون»

در قرآن هرگز كلمه «بعدك» براى پیامبر اسلام به كار نرفته بلكه «قبلك» بكار رفته و این نشانه آنست كه پیامبر اسلام آخرین فرستاده الهى است.

پیام‌ها
تكیه بر روش نیاكان، سنّت منحرفان تاریخ بوده است. «و كذلك»

انبیا، مخالفانى از طبقه مرفه داشته‌اند كه بهانه‌هاى همگون و مشابهى مى‌گرفتند. «ما ارسلنا من قبلك... الاّ قال مترفوها»

توجّه به مشكلات پیشینیان سبب آرامش انسان مى‌شود. «ما ارسلنا من قبلك...»

مهم‌ترین نقش انبیا هشدار است. «من نذیر»

سرمستى از ثروت و رفاه هم موجب طغیان است و هم زمینه‌ى تقلید و تعصّب‌هاى نابجا. «قال مترفوها انا وجدنا آبائنا... على آثارهم مقتدون»

افكار پیشینیان قابل بازنگرى و بررسى است و اقتداى مطلق و بى‌چون و چرا به آنان، معنا ندارد. «انّا على آثارهم مقتدون»