۞ قَـٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡ قَالُوٓاْ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَـٰفِرُونَ
24
۞ قَـٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡ قَالُوٓاْ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَـٰفِرُونَ
24
فَٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ
25
یكى از راههاى معرّفى مكتب، مقایسه میان تعالیم مكاتب است. «جئتكم بأهدى» (انبیا در دعوت خود عقل و خرد را مطرح مىكردند و مخالفان تقلید و قومیّتگرایى را)
هدایت برتر ملاك انتخاب است، نه چیز دیگر. «جئتكم بأهدى»
با اینكه مىدانیم در بت پرستى هدایتى نیست تا دعوت به توحید هدایت برتر باشد، امّا جدال نیكو اقتضا مىكند كه براى دعوت به حقّ با مخالفان مماشات كرد. «بأهدى مما وجدتم»
لجاجت كه آمد، قدرت تشخیص برتر را مىگیرد. «اهدى مما وجدتم...كافرون»
تحجّر و تعصّب، سبب نادیده گرفتن حقایق است. «بما ارسلتم به كافرون»
پایان كفر و لجاجت نابودى است. «فانتقمنا منهم»
كیفر الهى، پس از اتمام حجّت است. «جئتكم بأهدى... انا... كافرون فانتقمنا»
انتقام و خشونت در جاى خود با رحمت و رأفت الهى منافاتى ندارد. «فانتقمنا منهم»
از حوادث تلخ تاریخ عبرت بگیریم. «فانظر... عاقبة المكذّبین»
پایان كار ملاك است، نه جلوههاى زودگذر. «عاقبة المكذّبین»