بَلۡ مَتَّعۡتُ هَـٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ وَرَسُولٌ مُّبِينٌ
29
بَلۡ مَتَّعۡتُ هَـٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ وَرَسُولٌ مُّبِينٌ
29
وَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ قَالُواْ هَـٰذَا سِحۡرٌ وَإِنَّا بِهِۦ كَـٰفِرُونَ
30
وَقَالُواْ لَوۡلَا نُزِّلَ هَـٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٍ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ
31
مكّه و طائف دو شهر مهم اعراب حجاز در عصر بعثت بود.
براى اتمام حجّت هم كتاب لازم است و هم رهبر. «جاءهم الحقّ و رسول مبین»
قرآن داراى، سخن سراسر حقّ و حقیقت است. «جاءهم الحق»
تبلیغ دین و رسالت باید روشن و رسا باشد. «رسول مبین»
تأثیر قرآن بر جان و دل كفّار به حدّى بود كه آن را سحر و جادو مىخواندند. «هذا سحر»
انسان ذاتاً توجیهگر است. كفّار تهمت سحر مىزدند تا كفر خود را توجیه كنند. «هذا سحر و انّا به كافرون»
بهانهگیران هر لحظه حرفى مىزنند، یك بار مىگویند: قرآن سحر است و یك بار مىگویند: چرا قرآن به فلانى نازل نشد. «هذا سحر... لولا نزل»
بزرگى، نزد عدّهاى از مردم داشتن مال و عنوان است. «رجلٍ... عظیم»