سوره زخرف - آیات 57 تا 58 جزء 25 - صفحه 493

    ۞ وَلَمَّا ضُرِبَ ٱبۡنُ مَرۡيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوۡمُكَ مِنۡهُ يَصِدُّونَ

    57

    وَقَالُوٓاْ ءَأَـٰلِهَتُنَا خَيۡرٌ أَمۡ هُوَ‌ۚ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلَۢا‌ۚ بَلۡ هُمۡ قَوۡمٌ خَصِمُونَ

    58

تفسیر نور
و همین كه (از سوى بت پرستان) درباره عیسى بن مریم مثالى زده شد (كه اگر معبودان غیر خدا هیزم دوزخند پس عیسى نیز كه معبود است دوزخى است) ناگهان قوم تو در پى آن فریاد تمسخر بر داشتند. و گفتند: آیا خدایان ما بهترند یا او؟ (اگر عیسى كه از معبودهاى ما بهتر است در جهنّم باشد، به جهنّم رفتن ما و معبودهایمان چندان مهم نیست.)این مثال را براى تو جز از راه جدل نزدند بلكه آنان قومى جدل پیشه‌اند.

نکته‌ها
هنگامى كه آیه 98 سوره‌ى انبیاء نازل شد كه «انّكم و ما تعبدون من دون اللّه حصب جهنّم» بت پرستان، همراه با بت‌ها و معبودان، هیزم جهنّم قرار خواهند گرفت، شخصى از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله پرسید: اگر چنین است عیسى و عُزیر نیز معبود نصارى و یهود هستند و طبق این آیه عیسى و عُزیر هیزم جهنّم خواهند بود و اگر عیسى در دوزخ است ما و بت‌ها آن جهنّم را مى‌پذیریم. كفّار هلهله كردند و خندیدند. پیامبر فرمود: از انسان‌ها معبودانى به دوزخ مى‌روند كه بخواهند معبود باشند، نظیر فرعون ولى عیسى و عزیر هرگز حاضر به معبود شدن نبودند. به علاوه در ادامه‌ى همان سوره، حساب این افراد برجسته از حساب بت‌ها جدا شده است، چنانكه مى‌فرماید: «انّ الّذین سَبقت لهم منّا الحسنى اولئك عنها مبعدون» این بندگان خدا (كه حاضر نبودند معبود قرار گیرند) و از طرف ما وعده نیك به آنان داده شده از دوزخ دورند. به هر حال مشركان عیسى را مَثَل زدند و خندیدند و فكر كردند پیامبر جوابى ندارد ولى تشبیه عیسى به بت‌ها، جدلى بیش نیست.

اصرار قرآن بر اینكه حضرت عیسى را فرزند مریم معرّفى كند، براى جلوگیرى از غلّو و فرزند خدا دانستن اوست.

تنها نامى كه از زنان در قرآن آمده، نام مریم است. باقى زنان با نام بیان نشده‌اند، همچون مادر موسى «امّ موسى»25، خواهر موسى «اخته»26، همسر عمران «امرأة عمران»27، همسر فرعون «امرأة فرعون»28، همسر عزیز مصر «امرأة العزیز»29، همسر لوط «امرأة لوط»30، همسر ابولهب «امرأته حمّالة الحطب»31، همسران پیامبر «نساء النبى»32، همسر نوح «امرأة نوح»33 و خانمى كه بافندگى مى‌كرد. «التى نقضت غزلها»34


25) قصص، 7.

26) قصص، 11.

27) آل‌عمران، 35.

28) قصص، 9.

29) یوسف، 30.

30) تحریم، 10.

31) تبّت، 2.

32) احزاب، 30.

33) تحریم، 10.

34) نحل، 99.

پیام‌ها
افراط و تفریط در عقاید، به جایى مى‌رسد كه گروهى عیسى را در حدّ خدایى بالا ببرند وگروهى او را همردیف بت‌هاى سنگى سازند. «ضرب‌ابن مریم مثلاً»

كفّار از هوچیگرى هر صحنه‌اى كه وسیله ضربه زدن به پیامبر قرار گیرد، استقبال مى‌كنند. «اذا قومك منه یصدون» (همین كه شخصى گفت: اگر معبودها دوزخى هستند پس عیسى هم دوزخى است، با هلهله خندیدند.)

جدال نیكو ارزش است، ولى جدال خصمانه محكوم است. «بل هم قوم خصمون»