سوره دخان - آیات 34 تا 37 جزء 25 - صفحه 497

    إِنَّ هَـٰٓؤُلَآءِ لَيَقُولُونَ

    34

    إِنۡ هِيَ إِلَّا مَوۡتَتُنَا ٱلۡأُولَىٰ وَمَا نَحۡنُ بِمُنشَرِينَ

    35

    فَأۡتُواْ بِـَٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمۡ صَـٰدِقِينَ

    36

    أَهُمۡ خَيۡرٌ أَمۡ قَوۡمُ تُبَّعٍ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ أَهۡلَكۡنَـٰهُمۡ‌ۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ مُجۡرِمِينَ

    37

تفسیر نور
البتّه این مشركان (زمان تو) پیوسته مى‌گویند: غیر از این مرگ اول ما (چیز دیگرى در كار) نیست و ما بار دیگر زنده نخواهیم شد. پس اگر شما (پیامبران) راستگو هستید، پدران (مرده) ما را باز آورید. آیا مشركان مكه (از نظر موقعیّت) بهترند یا قوم تبّع و دیگرانى كه قبل از آنان بودند. ما آنان را به خاطر آنكه قومى تبهكار بودند هلاك كردیم. (پس چرا اینها عبرت نمى‌گیرند).

نکته‌ها
در اینكه قوم «تُبّع» چه كسانى هستند نظرهاى مختلفى است از جمله:

الف) پادشاهان یمن كه چون مردم تابع آنان بودند به نام تُبّع خوانده شدند.

ب) پادشاهانى كه یكى پس از دیگرى روى كار آمدند. (یعنى یكى تابع دیگرى بود)

ج) تبع نام شخصى است كه خودش خوب بود ولى پیروانش بد بودند.

در قرآن عواملى سبب هلاكت و گرفتارى به قهر الهى شمرده شده است از جمله:

فسق، مكر، كفر، تكذیب، ظلم، استكبار، طغیان و گناه.

چنانكه مى‌فرماید: «فاهلكوا بالطاغیة»11 به خاطر طغیان نابود شدند، و یا «فاخذهم اللّه بذنوبهم»12 به خاطر گناهانشان آنان را گرفتار كردیم.

براى افراد لجوج، معجزه آوردن بى اثر است، كسى كه با قاطعیّت مى‌گوید: پس از مرگ خبرى نیست و این گونه پیش داورى دارد و با لحن «اِن كنتم صادقین» سخن مى‌گوید لجوج است.


11) حاقّه، 5 .

12) آل‌عمران، 11

پیام‌ها
بازگو كردن عقاید باطل و خرافات دیگران اگر اثر منفى نداشته باشد مانعى ندارد. «لیقولون...»

ایمان به معاد، مرز ایمان و شرك است. (مشركان، خالقیّت خدا را قبول داشتند، امّا قیامت را نمى‌پذیرفتند.) «و ما نحن بمنشرین»

انتخاب معجزه با خداست، نه با مردم. «فأتوا بأبائنا»

تاریخ، بهترین درس عبرت است. «قوم تبع»

جرم و گناه وسیله هلاكت است. «اهلكناهم... كانوا مجرمین»