سوره دخان - آیات 43 تا 50 جزء 25 - صفحه 498

    إِنَّ شَجَرَتَ ٱلزَّقُّومِ

    43

    طَعَامُ ٱلۡأَثِيمِ

    44

    كَٱلۡمُهۡلِ يَغۡلِي فِي ٱلۡبُطُونِ

    45

    كَغَلۡيِ ٱلۡحَمِيمِ

    46

    خُذُوهُ فَٱعۡتِلُوهُ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلۡجَحِيمِ

    47

    ثُمَّ صُبُّواْ فَوۡقَ رَأۡسِهِۦ مِنۡ عَذَابِ ٱلۡحَمِيمِ

    48

    ذُقۡ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡكَرِيمُ

    49

    إِنَّ هَـٰذَا مَا كُنتُم بِهِۦ تَمۡتَرُونَ

    50

تفسیر نور
(میوه) همانا درخت زقّوم، غذاى گناهكاران است. همچون مس آب كرده در شكم آنها مى‌جوشد. همچون جوشش آب داغ. (به مأموران دوزخ گفته مى‌شود) گنه‌كار را بگیرید و او را به وسط آتش شعله‌ور بكشید. سپس از آب سوزان بر سرش بریزید. (به او گفته مى‌شود) بچش كه تو همان هستى كه به گمان خود عزیز و كریم بودى. این همان است كه همواره در آن تردید داشتید.

نکته‌ها
«زَقّوم» نوعى غذاى ناخوشایند در دوزخ است. در سوره‌ى صافّات آیه 63 نیز این گونه آمده است: «شجرة الزقوّم... انّها شجرة تخرج فى اصل الجحیم» درخت یا گیاهى است كه از دوزخ مى‌روید، آرى همان گونه كه انسان مجرم در دوزخ همیشه مى‌ماند، درخت هم به اراده‌ى خدا باقى مى‌ماند.

«اثیم» به كسى گویند كه بر گناه پایدار باشد.

«مُهل» به معناى فلز یا مس ذوب شده یا آلوده است.

«فاعتلوه» به معناى كشاندن همراه با قهر و خشونت است.

پیام‌ها
معاد، جسمانى است. (مسئله‌ى طعام و آب جوش، نشانه‌ى جسمانى بودن معاد است.) «طعام... فى البطون»

گناه سبب عذاب و قهر الهى است. «طعام الاثیم»

عذاب قیامت هم جسمى است و هم روحى. (عذاب جسمى موادّ جوشان و عذاب روحى، شنیدن تحقیر و تمسخر به اینكه شما بودید كه در دنیا تنها براى خود عزّت و كرامت قائل بودید.) «ذق انّك انت العزیز الكریم»

دوزخیان از درون و بیرون مى‌سوزند. «یغلى فى البطون... صبّوا فوق رأسه من عذاب الحمیم»