وَإِذۡ صَرَفۡنَآ إِلَيۡكَ نَفَرًا مِّنَ ٱلۡجِنِّ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓاْ أَنصِتُواْ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوۡاْ إِلَىٰ قَوۡمِهِم مُّنذِرِينَ
29
وَإِذۡ صَرَفۡنَآ إِلَيۡكَ نَفَرًا مِّنَ ٱلۡجِنِّ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓاْ أَنصِتُواْ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوۡاْ إِلَىٰ قَوۡمِهِم مُّنذِرِينَ
29
شاید در این آیه تعریضى به انسانهاى مشرك و منحرف باشد كه خود را عقل كل مىدانند كه اگر شما با شنیدن این همه آیات ایمان نیاوردید، امّا جنّیان با شنیدن چند آیه، هم ایمان آوردند و هم مبلّغ آن شدند.
جن همانند انسان داراى عقل و تكلیف و مسئولیّت و قدرت انتخاب و ارشاد همنوع خود است. «یستمعون القرآن...»
جن نیز مىفهمد كه به هنگام استماع قرآن، باید سكوت كرد. «یستمعون القرآن... قالوا انصتوا»
پس از شناخت حق، حركت لازم است. «یستمعون القرآن... ولّوا الى قومهم»
در تبلیغ باید از آشنایان و نزدیكان شروع كرد. «الى قومهم»
هر جا استعداد و آمادگى باشد، چند آیه و چند تذكر كارساز است. «یستمعون القرآن... ولّوا الى قومهم منذرین»
جن نیز داراى زندگى اجتماعى است. «نفراً من الجنّ... ولّوا الى قومهم منذرین»