قُلۡ أَرَءَيۡتُم مَّا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُواْ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ لَهُمۡ شِرۡكٌ فِي ٱلسَّمَـٰوَٰتِ ٱئۡتُونِي بِكِتَـٰبٍ مِّن قَبۡلِ هَـٰذَآ أَوۡ أَثَـٰرَةٍ مِّنۡ عِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَـٰدِقِينَ
4
قُلۡ أَرَءَيۡتُم مَّا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُواْ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ لَهُمۡ شِرۡكٌ فِي ٱلسَّمَـٰوَٰتِ ٱئۡتُونِي بِكِتَـٰبٍ مِّن قَبۡلِ هَـٰذَآ أَوۡ أَثَـٰرَةٍ مِّنۡ عِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَـٰدِقِينَ
4
مشركان نیز قبول داشتند كه آفریدگار آسمانها و زمین خداوند است. «و لئن سئلتهم من خلق السّموات و الارض لیقولن اللّه»15 لذا خداوند آنها را توبیخ مىكند كه چرا به سراغ بتها و دیگران مىروند و به جاى خدا، آنها را مىپرستند و از آنان كمك مىخواهند.
منطق توحید به قدرى قوى و مستدل است كه مىتوان با آن به مجادله با مشركان پرداخت و آنان را محكوم كرد.
امام باقرعلیه السلام فرمود: مراد از «كتاب» در این آیه، تورات و انجیل و مراد از «علم»، سخنان جانشینان انبیاست.16
16) تفسیر نورالثقلین.
در تبلیغ و ارشاد، مىتوان با سؤال و پرسش، فطرت دیگران را بیدار كرد و آنان را به تفكر و اندیشه واداشت. «أرأیتم... ماذا خلقوا»
استقامت و پایدارى، شرط اساسى تبلیغ است، حتّى پس از اعراض كفار دست از تبلیغ برندارید. «معرضون قل أرأیتم...»
در پذیرش اعتقادات، به گفته دیگران اكتفا نكنید، آنچه را خود دیدهاید و فهمیدهاید، قبول كنید. «أرایتم... ارونى»
موجودى صلاحیّت استمداد و خوانده شدن دارد كه قدرت آفرینش داشته باشد. ریشهى توحید در عبادت، توحید در خالقیّت است. «ما تدعون... ماذا خلقوا»
بتها و معبودهاى خیالى، از هر جهت عاجزند؛ نه نقشى در آفرینش زمین دارند، «ماذا خلقوا من الارض» و نه سهمى در برپایى آسمانها. «أم لهم شرك فى السّموات»
در مجادله و گفتگو با مخالفان، باید روى مشتركات تكیه كرد. (مشركان، خالقیّت خدا را قبول داشتند.) «أم لهم شرك فى السّموات»
كتابهاى آسمانىِ قبل از قرآن، شایسته احترام و اعتماد مىباشند. «ایتونى بكتاب من قبل هذا»
در مجادله و استدلال، دلیل یا باید فطرى و شهودى باشد، «أرأیتم» یا نقلى، «بكتاب» یا عقلى، «اثارة من علم» و شرك هیچ دلیلى ندارد.
طرح هر ادّعا و پذیرش آن، باید منطقى و بر اساس علم و استدلال باشد. «ایتونى بكتاب... أو اثارة من علم»
یادها و یادگارها، آثار گذشتگان و میراث فرهنگى، آنجایى ارزش دارد كه نشانهاى از علم و رشد در آنها باشد. «اثارة من علم»