فَكَيۡفَ إِذَا تَوَفَّتۡهُمُ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ يَضۡرِبُونَ وُجُوهَهُمۡ وَأَدۡبَـٰرَهُمۡ
27
فَكَيۡفَ إِذَا تَوَفَّتۡهُمُ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ يَضۡرِبُونَ وُجُوهَهُمۡ وَأَدۡبَـٰرَهُمۡ
27
ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱتَّبَعُواْ مَآ أَسۡخَطَ ٱللَّهَ وَكَرِهُواْ رِضۡوَٰنَهُۥ فَأَحۡبَطَ أَعۡمَـٰلَهُمۡ
28
در آیه 50 سوره انفال نیز، مشابه این آیه براى چگونگى جان دادن كفّار آمده است.
شاید عذاب مرتدّان از ناحیه صورت: «یضربون وجوههم»، تجسّم اقبال و روآوردن به سخط الهى است «اتّبعوا ما اسخط اللّه» و عذاب از ناحیه پشت: «ادبارهم»، تجسّم اِدبار، پشت كردن و ناپسند شمردن رضوان الهى است. «و كرهوا رضوانه»
مرگ، نابودى نیست، بلكه گرفتن كامل روح و جان توسط فرشتگان است. «توفّتهم»
كیفر منافقانِ مرتدّ، از لحظه جان دادن آغاز مىشود. «توفّتهم الملائكة»
توجّه به عمر محدود دنیا و خط پایانى توطئهها و گرفتار شدن به عذاب، مىتواند انسان را از توطئه بازدارد. «فكیف اذا توفّتهم... یضربون...»
دشمنى با وحى و قرآن، موجب خشم خداوند و بطلان اعمال انسان مىشود. «ذلك... فاحبط اعمالهم»
گرچه كافران در انتخاب راه و روش خود مختارند، «اتبعوا، كرهوا» امّا چارهاى جز پذیرش آثار و پیامدهاى آن ندارند. «فاحبط اعمالهم»
گاهى انسان نیكىها و آنچه را كاشته است، خود به آتش كشیده و نابود مىكند. «اتّبعوا... كرهوا... فاحبط أعمالهم»
حركت در مسیرى كه رضاى الهى در آن نیست، بیهوده گرایى و قابل توبیخ است. «اتّبعوا... كرهوا... فاحبط أعمالهم»