وَجَآءَتۡ كُلُّ نَفۡسٍ مَّعَهَا سَآئِقٌ وَشَهِيدٌ
21
وَجَآءَتۡ كُلُّ نَفۡسٍ مَّعَهَا سَآئِقٌ وَشَهِيدٌ
21
لَّقَدۡ كُنتَ فِي غَفۡلَةٍ مِّنۡ هَـٰذَا فَكَشَفۡنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلۡيَوۡمَ حَدِيدٌ
22
وَقَالَ قَرِينُهُۥ هَـٰذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ
23
أَلۡقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ
24
مَّنَّاعٍ لِّلۡخَيۡرِ مُعۡتَدٍ مُّرِيبٍ
25
ٱلَّذِي جَعَلَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَ فَأَلۡقِيَاهُ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلشَّدِيدِ
26
«عتید» اشاره به نظم و ضبط دقیق فرشتگان دارد و «عنید» به معناى لجوج و عنود است، «مَنّاع» از «منع» به معناى بخیل، شدت بخل و منع را بیان مىكند و «مُریب» به كسى گویند كه دیگران را به شك مىاندازد، آن هم شكى همراه با بدبینى.
واژه «كَفّار» بیانگر اوج و عمق كفر در وجود یك انسان است كه طبیعتاً از عناد و لجاجتى سخت حكایت دارد. كفرى كه او را از هر چیزى باز مىدارد، به ستم و تجاوز مىكشاند و در دیگران نیز نسبت به حقّانیّت راه خدا تردید ایجاد مىكند. طبیعى است كه پایان كار چنین فردى، دوزخ و عذاب سخت است.
مردم در برابر كار خیر، چند گروه هستند:
گروهى كارشان خیر است و در كار خیر سبقت مىگیرند. «فاستبقوا الخیرات»21
گروهى سرچشمه خیر هستند و دیگران را به آن دعوت مىكنند. «یدعون الى الخیر»22
امّا گروهى به شدت مانع خیر هستند. «منّاع للخیر»
میان جرم انسان و كیفر الهى، تناسب وجود دارد. كسىكه مرتكب كفر و عناد و منع خیر و تجاوز، شبههافكنى و شرك شود، باید عذابش شدید باشد. «فى العذاب الشدید»
امام باقر و امام صادقعلیهما السلام فرمودند: مراد از «قرینه» فرشتهاى است كه شاهد بر اوست.23
دو فرشتهى مأمور پرتاب مجرمان به جهنّم، یا رقیب و عتید هستند و یا سائق و شهید.
23) تفسیر نمونه.
در قیامت، نه توان فرار و نه توان انكار است. «معها سائق و شهید»
وظیفه و مسئولیّت هر فرشتهاى، معیّن است. «سائق و شهید»
غفلت انسان، عمیق و فراگیر است. «فى غفلةٍ» (تنوین نشانه اهمیّت و(سیاق) «فى» نشانه احاطه و فراگیر بودن آن است)
دنیا و جلوههاى آن، به روى انسان پرده غفلت مىاندازد. «غفلة... غطاءك»
انسان با اعمال خویش، براى خود پردههاى غفلت بوجود مىآورد. «غطاءك»
دنیا، دار غفلت و آخرت، سراى هوشیارى است. «كنت فى غفلة... فبصرك الیوم حدید»
پردههایى كه انسان با رفتار خود براى خویش به وجود مىآورد، حجاب حقبینى او مىشود و روزى كه پردهها كنار رود، دید او واقعى مىشود. «غطاءك... فبصرك الیوم حدید»
انسان غافل، در دنیا سطحىنگر است و دید عمیق ندارد ولى روز قیامت چشمش باز و تیزبین مىشود. «فى غفلة... الیوم حدید»
فرمانِ انداختن به دوزخ، بیانگر حقارت و ذلت دوزخیان است. «القیا»
ملاك در قیامت، عملكرد انسان است، از هر جنس و نژاد و قبیلهاى كه باشد.
«كلّ كَفّار»
آنچه سبب دوزخى شدن است، كفر و انكار لجوجانه است نه جاهلانه.
«كَفّار عنید»
كفر و شرك، سرچشمه ارتكاب مفاسد است. «كفّار... منّاع للخیر معتد مریب الّذى جعل مع اللّه»
احكام دادگاه الهى به قدرى محكم و حكیمانه است كه تجدید نظر ندارد. «القیا فى جهنّم كلّ كفّار عنید... فالقیاه فى العذاب الشدید»
دوزخ، داراى دركات و طبقات مختلفى از عذاب است. «القیا فى جهنّم... فالقیاه فى العذاب الشدید»