أَفَلَمۡ يَنظُرُوٓاْ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوۡقَهُمۡ كَيۡفَ بَنَيۡنَـٰهَا وَزَيَّنَّـٰهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ
6
أَفَلَمۡ يَنظُرُوٓاْ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوۡقَهُمۡ كَيۡفَ بَنَيۡنَـٰهَا وَزَيَّنَّـٰهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ
6
وَٱلۡأَرۡضَ مَدَدۡنَـٰهَا وَأَلۡقَيۡنَا فِيهَا رَوَٰسِيَ وَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجِۭ بَهِيجٍ
7
تَبۡصِرَةً وَذِكۡرَىٰ لِكُلِّ عَبۡدٍ مُّنِيبٍ
8
بیان زوجیّت گیاهان، یكى از معجزههاى علمى قرآن است. «من كل زوج بهیج»
ریشه تعجّب و بعید شمردن معاد، چند چیز است:
الف) مردهاى كه پوسید و خاكش پراكنده شد، چه كسى مىداند كجاست؟
ب) بر فرض ذّرات پراكنده شناخته شوند، با چه قدرتى جمع مىشوند؟
در پاسخ شبهه اول در آیه 4 خواندیم: ما همه ذرّات خاك را مىدانیم و مىشناسیم. «علمنا ما تنقص الارض منهم»
در پاسخ شبهه دوم در این آیات مىفرماید: ما قدرت جمع كردن آن ذرّات را داریم و نمونه قدرت ما را در آسمانها و زمین مشاهده مىكنید كه چگونه آسمانها را برافراشته و زینت دادهایم به گونهاى كه هیچ گونه رخنه و كاستى در آن نیست.
در اسلام تعقّل، تفكّر، بصیرت و معرفت، گام اول است و مناجات، گریه، انابه و عبادت گام بعدى. «تبصرة و ذكرى» اول بصیرت بعد تذكّر. در جاى دیگر مىفرماید: «یتفكّرون فى خلق السّموات والارض ربّنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك...»7 یعنى ابتدا تفكّر و تعقّل مىكنند، آنگاه به ربوبیّت خداوند اقرار مىكنند.
قرآن در ستایش از خردمندان مىفرماید: «اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحقّ»8 اشك آنان برخاسته از فكر، معرفت و بصیرت است، نه بر اساس عادت و احساسات.
با بیان نمونهها، مردم را دعوت كنید. (براى امكان معاد، به قدرتنمایى خداوند در آسمان و زمین نظر كنید.) «أفلم ینظروا»
كسانى كه در هستى نمىاندیشند و معاد را بعید مىشمارند، قابل سرزنشاند. «أفلم ینظروا»
در كرات آسمانى، نظم و قانون حاكم است. «كیف بنیناها... ما لها من فروج»
زمین، كوههاى استوار دارد. «ألقینا فیها رواسى»
استحكام و زیبایى، ویژگى آفریدههاى خداوند در آسمان و زمین است. «ما لها من فروج، زیّنا السّماء، القینا... رواسى، زوج بهیج»
رویش گیاهان زنده از دل خاك مرده، نمودى از رستاخیز دوباره انسان است. «ذلك رجع بعید... و انبتنا فیها من كلّ زوج بهیج»
نگاه به گیاهان و مناظر طبیعى، عاملى براى ایجاد نشاط و سرور است. «افلم ینظروا... من كلّ زوج بهیج»
آن قدر نمونههاى قدرت خداوند را نظر كنید، تا ذرّهاى شبهه باقى نماند. «أفلم ینظروا... بنینا، زیّنا، مددنا، القینا، انبتنا»
ارزانترین، عمومىترین، نزدیكترین، سالمترین، بادوامترین، هدفدارترین و جامعترین نشاطها، نگاه در آفریدههاى الهى است. «بهیج»
در مكتب انبیا، نگاه باید مقدّمه بصیرت، فهمیدن، هوشیارى و پند گرفتن باشد. «ینظروا - تبصرة - ذكرى»
راه بازگشت، بر روى همه باز است. «لكلّ عبد منیب»
اگر انسان، دلى براى فهمیدن داشته باشد، تمام هستى (آسمان و زمین) براى او كلاس معرفت است. «تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منیب»
در مكتب انبیا، زیبایىها و سرورها، وسیله غفلت نیست، بلكه وسیله رشد و قرب است. «زیّنا... زوج بهیج... تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منیب»
تواضع، زمینه فهمیدن و غرور، باعث محرومیّت است. «تبصرة وذكرى لكلّ عبد»
زارى و انابه به درگاه خداوند، لازمه عبودیّت است. «عبد منیب»