وَفِي ثَمُودَ إِذۡ قِيلَ لَهُمۡ تَمَتَّعُواْ حَتَّىٰ حِينٍ
43
وَفِي ثَمُودَ إِذۡ قِيلَ لَهُمۡ تَمَتَّعُواْ حَتَّىٰ حِينٍ
43
فَعَتَوۡاْ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِمۡ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّـٰعِقَةُ وَهُمۡ يَنظُرُونَ
44
فَمَا ٱسۡتَطَـٰعُواْ مِن قِيَامٍ وَمَا كَانُواْ مُنتَصِرِينَ
45
وَقَوۡمَ نُوحٍ مِّن قَبۡلُ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمًا فَـٰسِقِينَ
46
مراد از «حتّى حین»، مهلت سه روزهاى است كه به آنان داده شد تا شاید پشیمان شوند و توبه كنند. امّا آنان از گناهان دست برنداشتند و پس از سه روز عذاب الهى نازل شد. چنانكه در آیه 65 سوره هود مىفرماید: «تمتّعوا فى داركم ثلاثة أیّام ذلك وعد غیر مكذوب»
دستورات الهى، برخاسته از ربوبیّت او و براى تربیت انسان است. «أمر ربّهم»
تجاوز از حدود الهى، عامل هلاكت است. «فعتوا... فاخذتهم»
آب، باد و صاعقه، مىتواند ابزار قهر خداوند قرار گیرد. «الیمّ... الریح... الصاعقة»
دیدن نزول عذاب و توان فرار نداشتن، بیانگر اوج ذلّت مجرمان است. «ینظرون... فما استطاعوا...»
كسانى كه از گذشتگان عبرت نگیرند، خود مایه عبرت دیگران مىشوند. «و قوم نوح من قبل...» (قوم عاد از قوم نوح كه پیشاز آنان بودند، عبرت نگرفتند)
سرگذشت قوم نوح، كه با هزار سال تبلیغ حضرت نوح، بازهم ایمان نیاورند، براى پیامبر و مسلمانان، مایهى عبرت است. «و قوم نوح من قبل...»
بدتر از فسق، مداومت بر فسق است. «كانوا... فاسقین»
گاهى گناه، فراگیر و عمومى مىشود و زمینه نزول عذاب را فراهم مىسازد. «قوماً فاسقین»