وَٱلنَّجۡمِ إِذَا هَوَىٰ
1
وَٱلنَّجۡمِ إِذَا هَوَىٰ
1
مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمۡ وَمَا غَوَىٰ
2
وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ
3
إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٌ يُوحَىٰ
4
«صاحب» به معناى دوست و یاور است. این واژه در قرآن، چندین بار در باره پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله آمده است،1 زیرا برخورد پیامبر با مردم، صمیمى، دلسوزانه و دوستانه بود.
آخرین كلمه در سوره قبل (طور)، «نجوم» بود و اولین كلمه در این سوره، «نجم» است.
مراد از «و النّجم اذا هَوى»، یا هنگام طلوع خورشید در هر صبح است كه نور ستارگان بىفروغ مىشود و یا هنگام برپایى قیامت است كه ستارگان سقوط كرده و افول مىكنند.
در مدار توحید، خداوند و پیامبرانش در مقام تأیید یكدیگرند. خداوند، پیامبر را از هر گونه انحراف منزّه مىداند، «ما ضلّ صاحبكم و ما غوى» و پیامبر نیز خداوند را تنزیه مىنماید.
خداوند در معرّفى قرآن فرمود: «ذلك الكتاب لاریب فیه»2 و در معرّفى پیامبر فرمود: «ما ینطق عن الهوى»، تا حجّت بر مردم تمام شده و جاى هیچ گونه تردید باقى نماند.
قرآن، خطاب به منحرفان مىفرماید: شما مدّت زیادى همنشین و مصاحب پیامبر بودید و خوب مىدانید كه او انحراف ندارد. «ما ضلّ صاحبكم و ما غوى»
امتیاز رهبران الهى از رهبران بشرى در چند چیز است:
1. سابقهى انحراف فكرى ندارند. «ما ضلّ»
2. سابقهى گناه و فسق در عمل ندارند. «ما غوى»
3. دلسوز و مردمى هستند. «صاحبكم»
4. مغلوب هوسهاى خود و دیگران نیستند. «ما ینطق عن الهوى»
مرحوم صدوق در امالى، در مورد اینكه رضایت همه مردم كسب نمىشود و زبان مردم قابل كنترل نیست، مىفرماید: بعضى از مردم حتّى به رسول اكرمصلى الله علیه وآله نسبت هوى و هوس مىدادند و خداوند از حضرت دفاع كرد و فرمود: «و ما ینطق عن الهوى»3
در حدیث مىخوانیم كه حمزه عموى از پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله از آن حضرت پرسید: چرا تمام درهایى كه به مسجد باز بود مسدود كردى جز درِ خانه علىعلیه السلام را؟ حضرت آیات اول سوره نجم را تلاوت فرمود: «ان هو الاّ وحىٌ یُوحى»، یعنى من بر اساس فرمان الهى چنین كردم.4 همچنین هنگامى كه حضرت علىعلیه السلام در غدیرخم به امامت و وصایت تعیین شد، رسول خداصلى الله علیه وآله مورد انتقاد قرار گرفت، ولى حضرت این آیه را تلاوت فرمود: «ان هو الا وحى یوحى»5
در پاسخ كفار كه مىگفتند: «ان هذا الاّ اساطیر الاولین»6 قرآن جز افسانههاى پیشینیان نیست، خداوند با قاطعیّت مىفرماید: «ان هو الاّ وحىٌ یوحى» سخنان او جز وحى نیست.
گرچه قرآن، كتاب شعر نیست و آیات آن، حكم بیتهاى شعر را ندارد، امّا از نظم خاصى در كلمات و عبارات برخوردار و قرائت آن زیبا و موزون است. «هَوى - غَوى - الهَوى - یُوحى»
3) تفسیر كنزالدقائق.
4) تفسیر درالمنثور.
5) تفسیر نورالثقلین.
حركت ستارهها به سوى افول و انهدام است و در آینده متلاشى مىشوند. «والنّجم اذا هوى»
در راه تبلیغ دین، تهمتها بسیار است، ولى خداوند دفاع مىكند. «ما ضلّ صاحبكم و ما غوى»
انبیا، عمرى در میان منحرفان بودند، ولى منحرف نشدند و این خود یك نشانه عظمت است. «ما ضلّ صاحبكم»
كرات بزرگ آسمانها منهدم شدنى است، ولى پیامبر و سخنان او، همچنان استوار است. «والنّجم اذا هوى . ما ضلّ صاحبكم و ماغوى . و ما ینطق عن الهوى»
فرمان و سخن پیامبر، حجّت و لازم الاجراست. «و ما ینطق عن الهوى»
پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله نه در گذشته انحراف داشته، «ما ضلّ» و نه در آینده انحرافى خواهد داشت. «و ما ینطق عن الهوى»
هر چه مقام و مسئولیّت بالاتر باشد، تضمین بیشترى براى سلامتِ مسئول لازم است. «ما ضلّ - ما غوى - ما ینطق»
در مدیریّت، باید از افراد پاك، دفاع و دامن آنها از تهمت پاك گردد. «ما ضلّ صاحبكم...»
هم پیامبر بر حق است وهم سخن او. «ماضلّ صاحبكم... - اِن هو الاّ وحى یوحى»
سخن پیامبر، نه برخاسته از تمایلات شخصى و نه برخاسته از محیط اجتماعى است. «اِن هو الاّ وحى یوحى»
اختیار نزول وحى در محتوى، زمان، مكان و مقدار، با خداست. «یوحى»
هوى و هوس، با وحى سازگار نیست. «و ما ینطق عن الهوى اِن هو الاّ وحى یوحى»