أَفَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي تَوَلَّىٰ
33
أَفَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي تَوَلَّىٰ
33
وَأَعۡطَىٰ قَلِيلًا وَأَكۡدَىٰٓ
34
أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ
35
أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ
36
وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ
37
در شأن نزول آیه اول گفتهاند: این آیات در مورد شخصى است كه اهل انفاق و كمك به مردم بود، دیگران به او گفتند: در آینده نیازمند خواهى شد. او از انفاق دست كشید و گرفتار بخل شد.
خداوند حضرت ابراهیم را با اوصاف گوناگونى در قرآن ستایش فرموده است، از جمله: اوّاه، حلیم، بصیر، مخلص، قانت، شاكر، صدّیق، مؤمن، محسن، وفىّ، خلیل، امام، اسوة، اُمّة، عابد، حنیف و مسلم.
در قرآن، دو بار صحف ابراهیم و موسى در كنار هم ذكر شده است: یكى در این سوره و یكى در سوره اعلى آیه 19. «صحف ابراهیم و موسى»
شاید به خاطر آن باشد كه حضرت موسى مورد قبول اهل كتاب و حضرت ابراهیم مورد قبول مشركان مكّه بود، لذا نام این دو بزرگوار در كنار هم بیان شده است.
در برابر بخل، سخن از وفا و ایثار حضرت ابراهیم مطرح شده است او كه همه چیز خود را در راه خدا داد: «بذل نفسه للنیران و قلبه للرحمن و ولده للقربان و ماله للاخوان» جان را تسلیم آتش، دل را تسلیم خدا، فرزند را براى قربانى شدن و ثروت را براى برادران ایمانى خود قرار داد.
هم گرایش و علاقه قلبى لازم است و هم كار زیاد و هم استمرار آن و نبود هر یك نقص است. («تولّى»، نشانه گرایش نداشتن است، «اعطى قلیلاً» انتقاد از كم كارى و «أكدى» اشاره به استمرار نداشتن است.)
در تربیت، نام افراد مهم نیست، بیان روحیات و خصلتها مهم است. «الّذى تولّى... اعطى... اكدى»
هر یك از عروج یا سقوط انسان، مراحلى دارد كه مرحله اول اعتقادى است، سپس عملى. «تولّى... اعطى قلیلاً»
كسى كه نادار است و مقدار كمانفاق مىكند، قابل ستایش است، «لایجدون الا جهدهم»80 ولى اگر فرد دارا و متمكّن به مقدار قابلى كمك نكند، شایسته توبیخ است. «اعطى قلیلاً»
كمى انفاق گاهى حكیمانه است، نظیر غذاى كم به كودك كه اگر زیاد شد موجب ضرر و زیان مىشود، ولى گاهى ریشه آن بخل است كه مورد انتقاد مىباشد. «اعطى قلیلاً و اكدى»
راه درمان بخل، یادآورى سخاوتمندان و ایثارگران است. «اعطى قلیلاً و اكدى... ابراهیم الّذى وفّى»
از كجا مىدانید كه آینده فقیر مىشوید و از حالا بخل مىورزید. «اعطى قلیلاً و اكدى أعنده علم الغیب فهو یرى»
گرچه در كتب آسمانى تحریفاتى صورت گرفته ولى باز هم جاهایى از آنها قابل استناد است. «أم لم ینبّأ بما فى صحف موسى»
ادیان آسمانى، اصول مشتركى دارند. «أم لم ینبّأ بما فى صحف موسى و ابراهیم»
با نام بردن از كمالات و خدمات دیگران، به آنان ارج نهیم. «موسى و ابراهیم»
در تبلیغ و ارشاد از نمونههاى مورد قبول استفاده كنیم. «موسى و ابراهیم» (این دو پیامبر در عصر بعثت، معروف و شناخته شده بودند.)
در تربیت، الگوهاى مثبت و منفى، هر دو را باید ارائه كرد. «اعطى قلیلا... ابراهیم الّذى وفّى»
وفادارى در راه حق، از بزرگترین كمالات است. «وفّى»