وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ
45
وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ
45
مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ
46
وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ
47
وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ وَأَقۡنَىٰ
48
وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ
49
حضرت علىعلیه السلام در تفسیر آیه «أغنى و أقنى» فرمود: خداوند هم بىنیاز مىكند و هم انسان را به همان درآمد خشنود مىكند.89
«شِعرى» نام ستارهاى است كه معبود گروهى بوده كه خیال مىكردند این ستاره در فقر و غناى آنان تأثیرگذار است. قرآن مىفرماید: آن ستاره، مربوب و تحت امر خداست نه مؤثّر در زندگى شما.
البتّه بعضى شِعرى را نام بتى دانستهاند.90
زوجیّت، رمز بقاى هستى است، اگر زوجیّت را برداریم، زندگى سرد و بىرمق شده و به بنبست خواهد رسید.
88) قاموس قرآن.
89) تفسیر قمى.
90) تفسیر نمونه.
پیاده كردن طرحهاى متضاد روى یك عنصر مادى، نشانه قدرت و ربوبیّت خداست. «أضحك و أبكى، أمات و أحیا، الذكر و الانثى»
آفرینش نر و ماده، هم از عجایب و شگفتىهاست و هم از ضروریات زندگى. «الذكر و الانثى»
زن و مرد، در عنصر اولیه آفرینش همگونند. «من نطفة»
خدایى كه از قطرهاى آب، موجودى جاندار مىسازد، مىتواند از ذرات مرده خاك، آنها را دوباره زنده كند. «من نطفة اذا تمنى و انّ علیه النشّأة الاخرى»
زنده كردن مردگان و برپایى قیامت، بر خدا لازم است. «انّ علیه النشأة الاخرى»
هم اصل خلقت از اوست، «خلق» هم تنوّع خلقت. «الزوجین» هم مایه خلقت را آفرید، «نطفة» هم آفرینش او تكرار و استمرار دارد. «النشأة الاخرى» و هم تدبیر امروز و فرداى آفریدهها به دست اوست. «أغنى و أقنى»
بى نیازى را از او بخواهیم نه از دیگران. «هو اغنى»
اكنون كه نیاز و بىنیازى به دست اوست، بخل و غرور و نیازخواهى از غیر او چرا؟ «هو أغنى و اقنى»
تدبیر خدا، هم بر نطفه در رحم است، هم بر ستاره در آسمان. «نطفة... ربّ الشعرى»