وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٍ
17
وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٍ
17
این آیه در این سوره، چهار بار تكرار شده است: در آیات 17، 22، 32 و 40.
با اینكه قرآن آسان است، «یسّرنا القرآن» ولى مشابه آن را نمىتوان آورد، گرچه همه آفرینش دست به دست هم دهند. «لئن اجتمعت الانس والجن...»9
قرآن، آسان است ولى سست نیست. (در چند آیه قبل خواندیم كه آیات قرآن «حكمة بالغة»، یعنى سخنان محكم و استوار است.) «یسّرنا القرآن»
رسالت قرآن بیدارگرى است. «القرآن للذكر»
هر چه آسانتر بگوییم، مخاطب بیشترى خواهیم داشت. «یسّرنا... فهل من مدّكر»
هم نسبت به آیات تكوینى باید متذكّر شد «تركناها آیة فهل من مدّكر» و هم نسبت به آیات تشریعى. «یسّرنا القرآن للذكر فهل من مُدّكر»
هر كسى لیاقت بهرهگیرى از قرآن را ندارد، بهره گرفتن مخصوص اهل ذكر است نه اهل غفلت. «فهل من مُدّكر»
همیشه وجود زمینهى مناسب، شرط پذیرش نیست. گاهى همهى شرایط فراهم است ولى انسان بهخاطر لجاجت و هوى پرستى متذكّر نمىشود. «فهل من مُدّكر»