كَذَّبَتۡ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ
23
كَذَّبَتۡ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ
23
فَقَالُوٓاْ أَبَشَرًا مِّنَّا وَٰحِدًا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذًا لَّفِي ضَلَـٰلٍ وَسُعُرٍ
24
أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ
25
سَيَعۡلَمُونَ غَدًا مَّنِ ٱلۡكَذَّابُ ٱلۡأَشِرُ
26
إِنَّا مُرۡسِلُواْ ٱلنَّاقَةِ فِتۡنَةً لَّهُمۡ فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ
27
در آیه 24، كفّار به انبیا مىگویند: اگر ما تابع شما باشیم، در گمراهى و دوزخ یا جنون خواهیم بود! ولى در آیه 47 مىخوانیم: «انّ المجرمین فى ضلال و سُعُر» تبهكاران در گمراهى و دوزخند.
قوم ثمود، از حضرت صالح خواستند كه از دل كوه شترى را به عنوان معجزه خارج كند و او این كار را كرد، ولى مردم این شتر الهى را كشتند.
كفّار، در برابر پیامبران چند بهانه داشتند و مىگفتند:
الف) او بشرى مثل ماست.
ب) او یك نفر از میان خود ماست.
ج) تعداد ما زیاد است و پیروى یك جمعیّت از فردى كه مثل خود و ماست، سزاوار نیست. «ابشراً منّا واحداً نتبعه»
امّا هیچ یك از این بهانهها منطقى نیست، زیرا:
اوّلاً: بشر بودن، نقطهى قوّت پیامبران است تا بتوانند الگوى دیگر افراد بشر باشند.
ثانیاً: تمام انبیا یك نفر بودند و در طول تاریخ افرادى كه یك تنه قیام كردند و طرح اصلاحى داشتند كم نبودند.
ثالثاً: اصل، پیروى از حق است، نه تعداد پیروان یا رهبران.
كفّار در برابر پیامبران، منطق و استدلال ندارند. مىگویند: چرا او پیامبر شد و ما نشدیم؟ «أبشراً منّا...»
زندگى انبیا عادى و در میان مردم بوده است. «أبشراً منّا»
گاهى انسان چنان سقوط مىكند كه فردى معصوم را به پیامبرى نمىپذیرد، «أبشر منّا...» ولى جماد بىشعور را خدا دانسته و آن را پرستش مىكند.
گاهى انسان به جایى مىرسد كه پیروى از پیامبر معصوم را كه منطق و معجزه دارد، انحراف مىپندارد. «انا اذاً لفى ضلال و سُعُر»
ایجاد شك و تردید در میان مردم، بستر تكذیب حق است. «كذّبت... ابشراً منا... ءَاُلقى الذكر علیه»
هم قرآن ذكر است، «نحن نزلنا الذكر...»11 و هم آن چه به انبیاى سابق نازل شده است. «ءَاُلقى الذكر علیه من بیننا»
كافران لجوج، پیامبر خدا را خودخواه مىخواندند. «كذّاب اشر»
دروغ و خودخواهى را حتّى كفّار لجوج بد مىدانند. (و به همین دلیل به پیامبر نسبت دروغ و خودخواهى مىدادند). «بل هو كذّاب اشر»
مبلّغان دینى باید آمادگى شنیدن تندترین تهمتها را داشته باشند. «بل هو كذّاب اشر»
سخنان یاوه را پاسخ دهید. «فقالوا... سیعلمون...»
قیامت، روز آشكار شدن حقایق و رسوا شدن كافران است. «سیعلمون غداً من الكذّاب الاشر»
معجزات، وسیلهى آزمایش مردمند. «مرسلوا الناقة فتنة لهم»
پیامبران، امت خود را زیر نظر دارند. «فارتقبهم»
رهبران دینى باید صبور باشند. «و اصطبر»