سوره قمر - آیات 23 تا 27 جزء 27 - صفحه 529

    كَذَّبَتۡ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ

    23

    فَقَالُوٓاْ أَبَشَرًا مِّنَّا وَٰحِدًا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذًا لَّفِي ضَلَـٰلٍ وَسُعُرٍ

    24

    أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ

    25

    سَيَعۡلَمُونَ غَدًا مَّنِ ٱلۡكَذَّابُ ٱلۡأَشِرُ

    26

    إِنَّا مُرۡسِلُواْ ٱلنَّاقَةِ فِتۡنَةً لَّهُمۡ فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ

    27

تفسیر نور
قوم ثمود، هشدار دهندگان را تكذیب كردند. پس گفتند: آیا از میان خود، از انسانى تك و تنها پیروى كنیم؟ در این صورت ما در گمراهى و جنونى عمیق خواهیم بود. آیا از میان ما تنها بر او وحى نازل شده است؟ بلكه او بسیار دروغگو وخودخواه است. در آینده خواهند دانست كه دروغگو و خودخواه كیست. همانا ما فرستادگان شتر ماده‌ایم براى آنان (و به حضرت صالح گفتیم:) پس مراقب (پایان) كار آنان باش و شكیبایى پیشه كن.

نکته‌ها
«سُعُر» هم جمع «سعیر» به معناى آتش گداخته است و هم جمع «سَعْر» به معناى جنون. «اَشِر» به كسى گفته مى‌شود كه شیفته‌ى خود باشد.

در آیه 24، كفّار به انبیا مى‌گویند: اگر ما تابع شما باشیم، در گمراهى و دوزخ یا جنون خواهیم بود! ولى در آیه 47 مى‌خوانیم: «انّ المجرمین فى ضلال و سُعُر» تبهكاران در گمراهى و دوزخند.

قوم ثمود، از حضرت صالح خواستند كه از دل كوه شترى را به عنوان معجزه خارج كند و او این كار را كرد، ولى مردم این شتر الهى را كشتند.

كفّار، در برابر پیامبران چند بهانه داشتند و مى‌گفتند:

الف) او بشرى مثل ماست.

ب) او یك نفر از میان خود ماست.

ج) تعداد ما زیاد است و پیروى یك جمعیّت از فردى كه مثل خود و ماست، سزاوار نیست. «ابشراً منّا واحداً نتبعه»

امّا هیچ یك از این بهانه‌ها منطقى نیست، زیرا:

اوّلاً: بشر بودن، نقطه‌ى قوّت پیامبران است تا بتوانند الگوى دیگر افراد بشر باشند.

ثانیاً: تمام انبیا یك نفر بودند و در طول تاریخ افرادى كه یك تنه قیام كردند و طرح اصلاحى داشتند كم نبودند.

ثالثاً: اصل، پیروى از حق است، نه تعداد پیروان یا رهبران.

پیام‌ها
كار قوم ثمود، تكذیب‌هاى پى در پى بود. «كذبت ثمود بالنذر»

كفّار در برابر پیامبران، منطق و استدلال ندارند. مى‌گویند: چرا او پیامبر شد و ما نشدیم؟ «أبشراً منّا...»

زندگى انبیا عادى و در میان مردم بوده است. «أبشراً منّا»

گاهى انسان چنان سقوط مى‌كند كه فردى معصوم را به پیامبرى نمى‌پذیرد، «أبشر منّا...» ولى جماد بى‌شعور را خدا دانسته و آن را پرستش مى‌كند.

گاهى انسان به جایى مى‌رسد كه پیروى از پیامبر معصوم را كه منطق و معجزه دارد، انحراف مى‌پندارد. «انا اذاً لفى ضلال و سُعُر»

ایجاد شك و تردید در میان مردم، بستر تكذیب حق است. «كذّبت... ابشراً منا... ءَاُلقى الذكر علیه»

هم قرآن ذكر است، «نحن نزلنا الذكر...»11 و هم آن چه به انبیاى سابق نازل شده است. «ءَاُلقى الذكر علیه من بیننا»

كافران لجوج، پیامبر خدا را خودخواه مى‌خواندند. «كذّاب اشر»

دروغ و خودخواهى را حتّى كفّار لجوج بد مى‌دانند. (و به همین دلیل به پیامبر نسبت دروغ و خودخواهى مى‌دادند). «بل هو كذّاب اشر»

مبلّغان دینى باید آمادگى شنیدن تندترین تهمت‌ها را داشته باشند. «بل هو كذّاب اشر»

سخنان یاوه را پاسخ دهید. «فقالوا... سیعلمون...»

قیامت، روز آشكار شدن حقایق و رسوا شدن كافران است. «سیعلمون غداً من الكذّاب الاشر»

معجزات، وسیله‌ى آزمایش مردمند. «مرسلوا الناقة فتنة لهم»

پیامبران، امت خود را زیر نظر دارند. «فارتقبهم»

رهبران دینى باید صبور باشند. «و اصطبر»


11) حجر، 9.