خَلَقَ ٱلۡإِنسَـٰنَ مِن صَلۡصَـٰلٍ كَٱلۡفَخَّارِ
14
خَلَقَ ٱلۡإِنسَـٰنَ مِن صَلۡصَـٰلٍ كَٱلۡفَخَّارِ
14
وَخَلَقَ ٱلۡجَآنَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ
15
فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
16
قرآن در مورد منشأ آفرینش انسان تعبیرات گوناگونى دارد كه ممكن است این تعبیرات به مراحل مختلف آن اشاره داشته باشد:
1. خاك. «انّا خلقناكم من تراب»70
2. خاك آمیخته با آب. «خلقكم من طین»71
3. گِل بدبو. «من حماءٍ مسنون»72
4. گِل خشكیده. «من صلصال كالفخّار»73
جنّ، موجودى ناپیدا است و در قرآن، برخى ویژگىهاى آن بیان شده است، از جمله اینكه
مبدأ آفرینش او، باد و آتش است، «خلق الجانّ من مارج من نار» در حالى كه مبدأ آفرینش انسان آب و خاك است. «خلق الانسان من صلصال كالفخّار»
خلقت او پیش از خلقت انسان بوده است، «و الجانّ خلقناه من قبل»74 و همچون انسان؛ مؤمن و كافر، مذكّر و مؤنث، توالد و تناسل، علم و شعور و قدرت تشخیص حق از باطل را دارند و قادر به انجام كارهایى هستند كه از عهده بشر خارج است و همچنین مرگ و رستاخیز و كیفر و پاداش دارند.
خداوند از مادّه سرد بىروح «صلصال» و مادّه گرم بىروح «مارج»، موجودات زنده مىسازد. «خلق الانسان... خلق الجان...»
سرچشمهى به وجود آمدن انسان، مادّهاى ناچیز و بىارزش است. «صلصالٍ» (نكره آمدن مىتواند نشانه ناچیز بودن باشد.)
جنّ، موجودى واقعى است، نه خرافى، گرچه ما به آن دسترسى نداشته باشیم. «خلق الجانّ من مارج من نار»
جنّ و انس، هر دو موجودى زمینىاند و از عناصر مادّى آفریده شدهاند. «خلق الانسان من صلصال... خلق الجان من مارج من نار»
تكذیبِ نعمت، سبب سرزنش است، از هر كه باشد. «فباىّ آلاء ربّكما تكذّبان»