هَـٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ
43
هَـٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ
43
يَطُوفُونَ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَ حَمِيمٍ ءَانٍ
44
فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
45
تكذیب بهشت و جهنّم و باور نداشتن قیامت، از جمله عوامل دوزخى شدن انسان است. چنانكه در سوره مدّثر نیز یكى از دلایل ورود به دوزخ، تكذیب قیامت بیان شده است. «ما سلككم فى سقر، قالوا لم نك من المصلّین... و كنّا نكذّب بیوم الدین»
بهشتیان محور طوافند و خادمان بهشتى با ظرفهاى بهشتى دور آنان مىگردند؛
«یطوف علیهم ولدان مخلّدون»114 نوجوانانى جاودان (در شكوه و طراوت) پیوسته گرداگرد آنان مىچرخند.
«یطاف علیهم بصحاف من ذهب واكواب»115 ظرفهاى غذا و جامهاى طلایى (نوشیدنىهاى پاكیزه) گرداگرد آنان گردانده مىشود.
«یطاف علیهم بكأس من معین»116 قدحهاى لبریز گرداگردشان چرخانده مىشود.
«یطاف علیهم بآنیة من فضّة و أكواب كانت قواریرا»117 ظرفهاى سیمین و قدحهاى بلورین دور آنان چرخانده مىشود.
ولى دوزخیان باید ذلیلانه دور دوزخ و آب سوزان بگردند. «یطوفون بینها و بین حمیم آن»
جرم و گناه، زمینه تكذیب قیامت است. «یكذّب بها المجرمون»
دوزخیان از (شدت ترس و وحشت و عطش و پیداكردن راه گریز) به دور عذاب مىگردند. «یطوفون بینها و بین حمیم آن»
عدل الهى و كیفر دادن مجرم از نعمتهاى الهى است. «فباىّ آلاء ربّكما تكذّبان»