سوره الرحمن - آیات 46 تا 53 جزء 27 - صفحه 533

    وَلِمَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِ

    46

    فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

    47

    ذَوَاتَآ أَفۡنَانٍ

    48

    فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

    49

    فِيهِمَا عَيۡنَانِ تَجۡرِيَانِ

    50

    فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

    51

    فِيهِمَا مِن كُلِّ فَـٰكِهَةٍ زَوۡجَانِ

    52

    فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

    53

تفسیر نور
و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ (بهشتى) است. پس كدام یك از نعمت‌هاى پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟ باغ‌هایى داراى درختان پر شاخه و با طراوت (یا نعمت‌هاى متنوّع و گوناگون). پس كدام یك از نعمت‌هاى پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟ در آن دو باغ دو چشمه همیشه جارى است. پس كدام یك از نعمت‌هاى پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟ در آن دو باغ از هر میوه‌اى دو نوع موجود است. پس كدام یك از نعمت‌هاى پروردگارتان را انكار مى‌كنید؟

نکته‌ها
«افنان» یا جمع «فنن» به معناى شاخه تازه است و یا جمع «فانّ» به معناى انواع.

در بند چهلم دعاى جوشن كبیر مى‌خوانیم: «یا خیر المحبوبین» خداوند، بهترین محبوب است، پس ترس ما از مقام اوست، نه ذات او، مقام آگاهى و حضور و عدل و احاطه او.

خوف از مقام الهى، عامل پیشگیرى از گناه و رسیدن به بهشت است، چنانكه در آیه 40 سوره نازعات مى‌خوانیم: «و أمّا مَن خاف مقام ربّه و نهى النّفس عن الهوى فانّ الجنّة هى المأوى» آنكه از مقام پروردگارش خوف داشته و نفس خود را از هوس‌ها باز دارد، پس قطعاً بهشت موعود جایگاه اوست.

سرچشمه خوف باید معرفت و شناخت مقام پروردگار باشد، «خاف مقام ربّه» چنان كه اشكى ارزشمند است كه بر اساس شناخت باشد. «تفیض من الدمع ممّا عرفوا من الحق»118 یعنى به خاطر شناخت و معرفتى كه پیدا كردند، اشك مى‌ریختند.

در سوره انسان، درباره اهل بیت‌علیهم السلام مى‌خوانیم كه غذاى خود را سه روز پى‌درپى به یتیم و مسكین و اسیر دادند و گفتند؛ ما از پروردگار و روز قیامت مى‌ترسیم، «انّا نخاف من ربّنا یوما عبوساً قمطریرا»119 و در این آیه مى‌خوانیم: «و لمن خاف مقام ربّه جنّتان» پس اهل بیت‌علیهم السلام قطعاً بهشتى هستند.

در روایات آمده است كه هركس در دنیا از خداوند خوف داشت، در آخرت در امان است و هر كس در دنیا احساس امنیّت كرد، در آخرت در خوف است.120

امام صادق‌علیه السلام فرمود: «من علم انّ اللّه یراه و یسمع ما یقول من خیر و شر فیحجزه ذلك عن القبیح من الاعمال فذلك الّذى خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى»121 هر كس باور كند كه خداوند او را مى‌بیند و هر چه بگوید مى‌شنوند و این ایمان، او را از كارهاى زشت بازدارد، پس او همان كسى است كه از مقام خداوند خائف بوده و نفس خود را از هوس باز داشته است.

در حدیث مى‌خوانیم كه رسول خداصلى الله علیه وآله به امام على‌علیه السلام فرمود: چند چیز سبب نجات است كه یكى از آنها خوف از خداوند در نهان و آشكار است.122

رابطه تنگاتنگ با عالم ربّانى، سبب تقویت خوف از مقام خداوند است. در حدیث مى‌خوانیم: «مَن مَشى فى طلب العلم خُطوتَین و جَلس عند العالم ساعتین و سَمِع من المعلّم كلمتین اوجب اللّه له جنّتین كما قال: «و لمن خاف مقام ربّه جنّتان»»123 هر كس براى تحصیل علم دو قدم بردارد و نزد عالم دو ساعتى بنشیند و از استاد دو كلمه‌اى فرا گیرد، خداوند براى او دو باغ بهشتى واجب مى‌نماید و آنگاه به این آیه قرآن استناد كرد.

خوف از مقام خداوند در دنیا، وسیله درامان ماندن از همه خوف‌ها در آخرت است. چنانكه در آیات دیگر قرآن، این عبارت تكرار شده است: «ألا انّ اولیاء اللّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»124

میوه‌هاى بهشتى، نه زحمت چیدن دارد، «جَنى الجنّتین دان» نه دسترسى به آنها زمان مى‌برد، «قطوفها دانیة»125 نه محدودیّت دارد، «فاكهة كثیرة»126 و نه موسم خاص. «لامقطوعة و لاممنوعة»127

لقمان به فرزندش سفارش كرد، آن گونه خوف الهى داشته باش كه عبادت جنّ و انس تو را آرام نكند و آن گونه به فضل خداوند امیدوار باش كه گناه ثقلین تو را مأیوس نكند. مشابه این كلام از حضرت على‌علیه السلام نیز نقل شده است.128

امام باقرعلیه السلام از رسول اكرم‌صلى الله علیه وآله نقل مى‌كند كه هیچ كس به اعمال خود تكیه نكند، بلكه تنها به فضل و رحمت خداوند تكیه كنید.129


118) مائده، 83.

119) انسان، 10.

120) تفسیر كنزالدقائق.

121) تفسیر نورالثقلین.

122) تفسیر كنزالدقائق.

123) ارشادالقلوب، ج‌1، ص 195.

124) یونس، 62.

125) حاقّه، 23.

126) واقعه، 32.

127) واقعه، 33.

128) اربعین امام خمینى، 221.

129) اربعین امام خمینى، 226.

پیام‌ها
در دادگاه عدل الهى، نژاد، رنگ، شغل، سن و جنسیّت ملاك سنجش نیست. «ولمن خاف... جنّتان»

خدا ترسى، سرچشمه‌ى حق پذیرى و عمل صالح است و لذا براى ورود به بهشت، شرط دیگرى در كنار خوف نیامده است. «و لمن خاف... جنّتان»

ذات خداوند، منشأ رحمت است. توجّه انسان به مقام و جایگاه خداوند در نظام هستى و دادگاه قیامت، موجب دقّت در رفتار و گفتار و پیشگیرى از وقوع جرم و گناه مى‌شود. «خاف مقام ربّه»

در تربیت، باید تهدید و تشویق در كنار هم باشد. « هذه جهنّم... جنّتان»

در بهشت هم فراوانى هست، «من كلّ فاكهة» هم تنوّع، «زوجان» و هم در دسترس بودن. «جنى الجنتین دان»