وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ
62
وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ
62
فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
63
مُدۡهَآمَّتَانِ
64
فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
65
فِيهِمَا عَيۡنَانِ نَضَّاخَتَانِ
66
فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
67
الف) غیر از آن دو بهشت، دو بهشت دیگر نیز هست.
ب) براى اولیاى خدا، آن دو بهشت است كه گفته شد: «و لمن خاف... جنتان» امّا براى مؤمنان عادّى دو بهشت دیگر است كه پایینتر از بهشت اولیاى خداست.141
«مدهامّة» از ریشه «دَهَم» و باب «ادهیمام» به معناى سیاهىِ شدید است و در اینجا منظور باغ و بستانى است كه از شدّت سبزى به سیاهى مىزند. «نضّاخ» به معناى فوران كننده و جوشان است.
در حدیث آمده است كه آب و سبزه و روى نیكو، نشاط و شادابى مىآورد.142 شاعر این حدیث را به شعر در آورده است:
ثلاثةٌ یُذهبن عن قلب الحَزن
الماءُ و الخَضراءُ و الوجهُ الحَسن
سه چیز است كه حزن و اندوه را از قلب مىزداید: آب، سبزى و سیماى نیكو.
در این آیات هر سه مورد در میان نعمتهاى بهشتى مطرح شده است: آب، «عینان نضّاختان» سبزى، «مدهامّتان» و صورت زیبا. «كانهنّ الیاقوت و المرجان»
142) بحار، ج59، ص144.
قرآن به رنگ سبز، توجّه دارد. «مدهامّتان»
بهترین لذتها، لذّت مشاهده مناظر طبیعى است. «عینان نضّاختان»
آب، یك نعمت است و جوشش آن نعمتى دیگر. «عینان نضّاختان»
جوشش چشمهها، «نضّاختان» همراه با جریان نهرها، «تجرى من تحتها الانهار» و وجود آبشارها، «و ماء مسكوب» و تنوّع نهرهایى از شیر و عسل و شراب و آب، نعمتهایى غیر قابل وصف هستند. «فباىّ آلاء ربّكما تكذّبان»