مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنًا فَيُضَـٰعِفَهُۥ لَهُۥ وَلَهُۥٓ أَجۡرٌ كَرِيمٌ
11
مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنًا فَيُضَـٰعِفَهُۥ لَهُۥ وَلَهُۥٓ أَجۡرٌ كَرِيمٌ
11
قرض به خدا، انفاقى است كه با چند برابر در قیامت پس داده مىشود. قرض در قرآن همراه با كلمه «حَسَن» آمده است، یعنى فورى پرداخت شود، بىمنّت باشد، قبل از سؤالِ سائل باشد، در حدّ وفور باشد، براى كارهاى مفید و لازم باشد.
قرض الحسنه بركاتى دارد: كاهش كدورت و افزایش محبّت، حفظ آبروى مردم و جلوگیرى از ورشكستگى آنان، اصلاح ساختار اقتصادى جامعه، جلوگیرى از رواج ربا، كنترل حرص و بخل، تعدیل ثروت، رشد فرهنگ تعاون.
خداوندى كه میراث آسمانها و زمین براى اوست و در آیات قبل دو بار فرمود: «له ملك السّموات و الارض» در این آیه براى تشویق مردم و اهمیت قرضالحسنه از مردم قرض مىخواهد. «من ذا الّذى یقرض اللّه...»
اسلام با هر نوع ركود و سستى مخالف است.
1. ركود طبیعت. «من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده اللّه»21 هركس آب و زمین داشته باشد ولى تلاش نكند و فقیر باشد، از رحمت الهى دور شده است.
2. ركود نیروى انسانى. «اللهمّ انّى اعوذ بك من الكسل»22 بارالها! به تو پناه مىبرم از تنبلى.
3. ركود مال. «الّذین یكنزون الذهب و الفضّة و لم ینفقونها...»23
4. ركود علمى، اخلاقى و معنوى. «زدنى علما»24، «زادهم هدى»25، «من استوى یوماه فهو مغبون»26 هركس دو روزش مساوى باشد، زیانكار است.
5. ركود فكر. «من استبدّ برأیه هلك»27 نظرخواهى نكردن، استبداد به رأى خود و تكروى، مایهى هلاكت است.
22) كافى، ج2، ص585 .
26) بحار، ج 68، ص 173.
27) وسائل، ج 12، ص40.
كار خیر اگر به صورت خلق و خو درآید، ارزش بیشترى دارد. «یقرض اللّه...»
نفسِ عمل مهم نیست، حَسَن بودن آن مهم است. «قرضاً حسناً»
قرض دادن كاهش مال نیست، افزایش آن است. «فیضاعفه»
آنجا كه كار سخت است، اهرم قوى لازم دارد. (چون دل كندن از مال سخت است، خداوند پاداش چند برابر را مطرح مىكند.) «فیضاعفه له و له أجر كریم»
قرض دادن، نشانه كرامت است و خداوند براى انسان كریم، اجر كریم قرار داده است. «و له أجر كریم»
براى تربیت و رشد دیگران، باید آنان را تكریم نمود. «و له أجر كریم»