لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ
5
لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ
5
يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِۚ وَهُوَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ
6
اصول حكومت و مدیریّت را مىتوان در چند چیز خلاصه كرد:
الف) علم و آگاهى به ظاهر و پنهان: «یعلم ما یلج فى الارض...، و هو علیم بذات الصّدور»
ب) قدرت و توانایى: «و هو على كلّ شىءٍ قدیر»
ج) عزّت و حكمت: «و هو العزیز الحكیم»
د) نظارت و حضور فراگیر: «و هو معكم اینما كنتم»
ه) بررسى و حسابرسى عملكرد: «و الى اللّه ترجع الامور»
خداوند، نه در آفریدن شریك دارد، «هو الّذى خلق...»، نه در اداره كردن نیازمند شریك است. «له ملك السّموات»
خداوند، سرچشمه هستى است، «هو الاول» و پایان هستى به او باز مىگردد. «و الى اللّه ترجع الامور»
هستى داراى هدف و در حركت به سوى خداوند است. «الى اللّه ترجع الامور»
گردش شب و روز و كوتاه و بلند شدن ایام، نمونهاى از تدبیر الهى است. «له ملك السّموات... یولج الّیل...»
خداوند هم به كردار ما آگاه است، «بما تعملون بصیر» و هم به افكار و نیّات ما. «علیم بذات الصّدور»