آیا نظر نكردى به كسانى كه از نجوا نهى شدند سپس به آنچه نهى شده، بازگشته و براى گناه و ستم و نافرمانىِ پیامبر با یكدیگر نجوا مىكنند و (با این حال) هنگامىكه سوى تو مىآیند، كلماتى براى تحیّت وسلام (وخوشآمد) بكار مىبرند كه (حتى) خدا با آن تو را تحیّت و سلام نگفته است و در بین خودشان مىگویند: (اگر این مرد پیامبر است) پس چرا خداوند ما را به سبب آنچه مىگوئیم عذاب نمىكند؟ جهنم براى آنان كافى است كه وارد آن مىشوند، پس چه بد سرانجام و جایگاهى است.
نکتهها
در آیه قبل خواندیم كه هر چند نفر با هم نجوا كنند، خدا نزد آنان حاضر است و سخن آنها را مىشنود. این آیه نمونهاى از نجوا را بیان مىكند كه نجواى مخالفان درباره مخالفت با پیامبر است.
«یصلونها» از «صلى» به معناى واردكردن به جایى براى سوزاندن و گداختن است.16
انسان به تدریج مرتكب گناهان بزرگتر مىشود:
«اِثم»، گناه فردى است مثل شرب خمر.
«عدوان»، تجاوز به حقوق دیگران است.
«معصیت الرسول»، مخالفت با فرمانهاى اجتماعى و حكومتى رهبر الهى است كه براى مصالح مسلمانان صادر مىفرماید.17
16) تفسیر المیزان.
17) تفاسیر المیزان و نمونه.
پیامها

نجوا در جمع مؤمنان، منكرى است كه از آن نهى شدهاست. «
نُهوا عن النجوى» (در آیهى 10 نیز مىخوانیم: «
انّما النّجوى من الشیطان»)
ناهیان از منكر توقّع نداشته باشند كه مردم با گفتن آنها منكر را كنار بگذارند. «یعودون لما نهوا»
تكرار گناه و بىاعتنایى به تذكرات، جرم را سنگین مىكند. «یعودون لما نهوا»
اطاعت از پیامبر معصوم واجب است. (لذا از نافرمانى او به هر شكل انتقاد شده است.) «معصیة الرسول»
به هر تجلیل و تكریم و تمجیدى اعتماد نكنیم. (منافقان، آشكارا تجلیل بیش از حد دارند، ولى مخفیانه از نافرمانى پیامبر سخن مىگویند.) «حیّوك بما لم یحیّك به اللّه»
چاپلوسى و تملّق و تعریف بیش از اندازه، از نشانههاى نفاق است. «حیّوك بما لم یحیّك به اللّه»
حتّى در تجلیل از اشرف مخلوقات، حدود را مراعات كنیم. «لم یحیك به اللّه»
نه تنها گفتار مخفى منافقان را خدا آشكار مىكند، بلكه آنچه را در دل دارند و به اصطلاح حدیث نفس مىكنند، برملا مىسازد. «یقولون فى أنفسهم»
مهلتهاى الهى را نشانه رضایت او ندانید. «لولا یعذّبنا اللّه حسبهم جهنم»
سرانجام نفاق، جهنّم است. «حسبهم جهنّم»
گفتار بد، سرانجام بدى را براى انسان آماده مىكند. «بما نقول... فبئس المصیر»