وَلَوۡلَآ أَن كَتَبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡجَلَآءَ لَعَذَّبَهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَلَهُمۡ فِي ٱلۡـَٔاخِرَةِ عَذَابُ ٱلنَّارِ
3
وَلَوۡلَآ أَن كَتَبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡجَلَآءَ لَعَذَّبَهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَلَهُمۡ فِي ٱلۡـَٔاخِرَةِ عَذَابُ ٱلنَّارِ
3
«شَاقُّوا» از «شق» به معناى ايجاد شكاف و جدايى و جبههگيرى و دشمنى است.
در سوره مجادله آيه 21 فرمود: «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي» و در اين آيه مىفرمايد:
«كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ» يعنى هم پيروزى وهم جلاى وطن با اراده الهى است.
مشابه آيه 4، در سوره انفال آيه 13 درباره جنگ بدر آمده است.
«شَدِيدُ الْعِقابِ» بودن منافاتى با «أرحم الراحمين» بودن خداوند ندارد، زيرا هر كدام در جاى خود است، در دعاى افتتاح مىخوانيم: «و ايقنت انك أرحم الراحمين فى موضع العفو و الرحمة و أشد المعاقبين فى موضع النكال و النقمة»
2- ستيزهجوئى، سبب قهر الهى و تبعيد بنىنضير شد، نه يهودى بودن آنان. «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ»
3- كيفرهاى الهى بر اساس عملكرد انسان و عادلانه است. «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ»
4- جبههگيرى در برابر رهبر آسمانى، در واقع جبههگيرى در برابر خداست. (در ابتداى آيه، جبههگيرى در برابر خدا و رسول است ولى پايان آن، جبههگيرى در برابر خداوند مطرح شده است.) شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ... يُشَاقِّ اللَّهَ