لَّا تُدۡرِكُهُ ٱلۡأَبۡصَـٰرُ وَهُوَ يُدۡرِكُ ٱلۡأَبۡصَـٰرَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ
103
لَّا تُدۡرِكُهُ ٱلۡأَبۡصَـٰرُ وَهُوَ يُدۡرِكُ ٱلۡأَبۡصَـٰرَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ
103
«لطیف» چند معنى دارد:
آنكه عطاى خود را كم بشمارد و طاعت مردم را بسیار،
دقیق، رسیدگى پنهانى به امور و باریك بینى،
خالق اشیاى ظریف و ناپیدا.
اهلمدارا و رفاقت،
پاداش دهندهى اهل وفا و بخشایندهى اهل جفا.
امام رضاعلیه السلام فرمود: «لایقع الاوهام و لایُدرك كیف هو»، افكار و اوهام بر خداوند احاطه ندارد و ذات او آنگونه كه هست قابل ادراك نیست. 430
خداوند، هرگز دیدنى نیست. همین كه حضرت موسى از زبان مردم درخواست دیدن خدا را نمود، پاسخ شنید: «لَن تَرانِى» 431 هرگز مرا نخواهى دید. برخى از اهلسنّت گفتهاند: خدا در قیامت دیده مىشود و به آیاتى همچون «الى ربّها ناظِرَة» 432 استدلال مىكنند. 433 غافل از آنكه خداوند، جسم و مادّه نیست و مراد از نظر به خداوند، نگاه با چشم دل است، زیرا دیدن با چشم، در جایى است كه چیزى داراى جسم، مكان، محدودیّت، رنگ و... باشد و همهى اینها نشانهى نیاز و عجز است كه خداوند از این نقصها مبرّا مىباشد.
امام على علیه السلام مىفرماید: نه تنها چشم او را نمىبیند، بلكه وهم و فكر نیز نمىتواند بر او احاطه پیدا كند. 434 سعدى در ترسیم این مطلب مىگوید:
اى برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم و از آنچه گفتهاند و شنیدیم و خواندهایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر ما همچنان در اوّل وصف تو ماندهایم
مراد از جملهى «یدرك الابصار»، علم او به دیدههاى انسان است، مانند «سمیع» و «بصیر» كه به معناى علم او به شنیدنىها و دیدنىهاست.
430) تفسیر برهان.
433) تفسیرالمنار.
434) تفسیر صافى.
هیچ كس از ذات خداوند آگاه نیست. «هو اللطیف»
هیچ پرده و مانعى جلوى علم خدا را نمىگیرد. «هواللطیف الخبیر»
با اینكه زشتىهاى ما را مىداند باز هم به ما لطف دارد. «وهو اللطیف الخبیر»
خداوند به همهى لطائف و رموز هستى آگاه است. «هواللطیف الخبیر»