سوره انعام - آیه 104 جزء 7 - صفحه 141

    قَدۡ جَآءَكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡ‌ فَمَنۡ أَبۡصَرَ فَلِنَفۡسِهِۦ‌ وَمَنۡ عَمِيَ فَعَلَيۡهَا‌ۚ وَمَآ أَنَاْ عَلَيۡكُم بِحَفِيظٍ

    104

تفسیر نور
همانا از سوى پروردگارتان، مایه‌هاى بینش و بصیرت، (كتب آسمانى و دلائل روشن) براى شما آمده است. پس هر كه بصیرت یافت، به سود خود اوست و هر كس كورى گزید، به زیان خویش عمل كرده است و من نگهبان و ضامن (ایمان شما به اجبار) نیستم.

نکته‌ها
از آیه‌ى 95 تا اینجا در معرّفى خدا و انتقاد از شرك بود، این آیه به منزله‌ى نتیجه و خلاصه‌ى آیات گذشته است.

مشابه این آیه در قرآن زیاد است كه نتیجه‌ى ایمان وكفر، خوبى وبدى، یا بصیرت وكوردلىِ انسان را متوجّه خود او مى‌داند. همچون:

«لها ما كَسَبَت وعلیها ما اكتسبت» 435

«مَن‌عَمِلَ صالحاً فلنفسه ومَن اَساء فَعَلیها» 436

«اِن‌أحسنتُم أحسنتُم لانفُسِكم و اِن‌أساتُم فلها» 437


435) بقره، 286.

436) فصّلت، 46.

437) اسراء، 7.

پیام‌ها
با نزول قرآن، راه عذرى بر هیچ كس باقى نمانده است. «قد جاءكم بصائر»

مردم در انتخاب راه، آزادند. «مَن أبصر ... و مَن عمى»

آگاه كردن مردم، از شئون ربوبیّت الهى است. «بصائر من ربّكم»

سود ایمان و زیان كفر مردم، به خودشان برمى‌گردد نه خدا. «فلنفسه... فعلیها»

كیفر گروهى از مردم، نشانه باطل بودن تعالیم انبیا نیست، بلكه نشانه‌ى كوردلى خود آنان است. «و مَن عمى»

وظیفه‌ى پیامبر، ابلاغ است نه اجبار. «ما أنا علیكم بحفیظ»