وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَـٰطِينَ ٱلۡإِنسِ وَٱلۡجِنِّ يُوحِي بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٍ زُخۡرُفَ ٱلۡقَوۡلِ غُرُورًاۚ وَلَوۡ شَآءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ
112
وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَـٰطِينَ ٱلۡإِنسِ وَٱلۡجِنِّ يُوحِي بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٍ زُخۡرُفَ ٱلۡقَوۡلِ غُرُورًاۚ وَلَوۡ شَآءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ
112
سقوط انسان، از قبول وسوسهى شیطان شروع مىشود، «یُوَسوِسُ فى صُدُورِ النّاس» 453 آنگاه هر كه وسوسه در او اثر گذاشت از یاران شیطان مىشود، «اِخوان الشیاطین» 454 و در نهایت خودش شیطان مىگردد. «شیاطین الانس»
تضادّ و درگیرى، زمینه ساز تكامل اختیارى است. به همین جهت خداوند، جهان را عالم تزاحم و تضادّ اختیارى قرار داده است. «وكذلك»
مبارزه حقّ و باطل، در طول تاریخ وجود داشته است. «وكذلك»
رهبر جامعه، باید براى مخالفتها آماده باشد. «وكذلك»
انتظار ریشهكن شدن مخالفان و بدخواهان را نداشته باشیم. «وكذلك جعلنا»
از سنّتهاى الهى روبرو شدن انبیا با مخالفان گوناگون است. «و كذلك جعلنا لكلّ نبىٍّ عَدوّا»
كفّار لجوج، شیطانند. «شیاطین الانس...»
شیاطین انس و جنّ از طریق القا به یكدیگر، با هم ارتباط دارند. «یوحى بعضهم الى بعض...»
شیاطین، روشهاى شیطنت را به یكدیگر مىآموزند. «یوحى بعضهم الى بعض»
مخالفان انبیا، تبلیغات درون گروهى دارند. «یوحى بعضهم الى بعض»
كلمات زیبا و فریبنده، مىتواند از عوامل اغفال انسان باشد. «یوحى... زخرف القول غرورا»
خداوند انسان را آزاد آفریده و دنیا را میدان درگیرىها قرار داده است. «ولو شاء ربّك ما فعلوه»
اختیار و آزادى بشر، در مسیر رشد و تربیت اوست. «و لو شاء ربّك ما فعلوه»
در نظام هستى، یك اراده حاكم است نه دو قدرت، یزدان و اهریمن در برابر هم نیستند و تلاشهاى انحرافى از قدرت و سلطهى الهى بیرون نیست. «ولو شاء ربك ما فعلوه»