سوره انعام - آیه 137 جزء 8 - صفحه 145

    وَكَذَٰلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ قَتۡلَ أَوۡلَـٰدِهِمۡ شُرَكَآؤُهُمۡ لِيُرۡدُوهُمۡ وَلِيَلۡبِسُواْ عَلَيۡهِمۡ دِينَهُمۡ‌ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا فَعَلُوهُ‌ فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ

    137

تفسیر نور
و بدین سان (بت‌ها و خادمان بت‌ها كه) شریكان آنها (در اموالشان محسوب مى‌شدند،) كشتن فرزند را براى بسیارى از مشركان (به عنوان قربانى براى بت‌ها) زیبا جلوه دادند تا آنان را به هلاكت كشیده و آیین آنان را مشتبه سازند. و اگر خداوند مى‌خواست چنین نمى‌كردند (و به اجبار جلو آنان را مى‌گرفت)، پس آنان را با دروغ‌هایى كه مى‌بافند واگذار.

نکته‌ها
همان گونه كه تقسیم كشت و دام، میان خدا و شریكان، در نظر مشركان جلوه داشت، عشق به بت و فرزندكشى در پاى بت را هم وسوسه‌هاى شیطانى در نظرشان آراسته بود.

«یُردُوهُم»: از «ارداء» به معناى هلاك كردن است.

مشركان یا مى‌گویند: دختر ننگ است و زنده به گورش مى‌كنند، «أیمسكه على هون» 485 یا مى‌گویند: خرجى ندارم و باید نابود شود، «خشیة املاق» 486 یا آن را نوعى قرب به بت‌ها مى‌دانند، كه همه‌ى اینها نوعى تزیین است.


485) نحل، 59.

486) اسراء، 31.

پیام‌ها
بینش غلط و خرافى، سبب مى‌شود كه انسان، فرزند خود را پاى بت سنگى و چوبى قربانى كرده و به آن افتخار نماید. «زَیَّن... قتل أ

ودلاهم»

مجرمان، حتّى براى فرزندكشى هم توجیه درست مى‌كنند تا روان و وجدان خود را آرام كنند. «زَیَّن»

در انتقاد، انصاف را مراعات كنیم. «لكثیر من المشركین» نه آنكه همه چنین‌اند.

توجیه گناه و آراستن زشتى‌ها، عامل هلاكت و سقوط است. «زَیَّن... لیُردُوهم»

خرافه‌گرایى، سبب التقاط و آمیختگى دین با شبهات است. «ولیلبسوا»

پیامبر، مسئول ابلاغ است نه اجبار، اگر مردم گوش نكردند، آنان را رها كرده و به سراغ دل‌هاى آماده مى‌رود. «فذرهم»

افكار و رفتار منحرفان، نباید حقّ‌جویان را دلسرد كند. «فذرهم و ما یفترون»

شریك پنداشتن براى خداوند، افترا به اوست. «فذرهم و ما یفترون»