وَكَذَٰلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ قَتۡلَ أَوۡلَـٰدِهِمۡ شُرَكَآؤُهُمۡ لِيُرۡدُوهُمۡ وَلِيَلۡبِسُواْ عَلَيۡهِمۡ دِينَهُمۡ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ
137
وَكَذَٰلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ قَتۡلَ أَوۡلَـٰدِهِمۡ شُرَكَآؤُهُمۡ لِيُرۡدُوهُمۡ وَلِيَلۡبِسُواْ عَلَيۡهِمۡ دِينَهُمۡ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرۡهُمۡ وَمَا يَفۡتَرُونَ
137
«یُردُوهُم»: از «ارداء» به معناى هلاك كردن است.
مشركان یا مىگویند: دختر ننگ است و زنده به گورش مىكنند، «أیمسكه على هون» 485 یا مىگویند: خرجى ندارم و باید نابود شود، «خشیة املاق» 486 یا آن را نوعى قرب به بتها مىدانند، كه همهى اینها نوعى تزیین است.
ودلاهم»
مجرمان، حتّى براى فرزندكشى هم توجیه درست مىكنند تا روان و وجدان خود را آرام كنند. «زَیَّن»
در انتقاد، انصاف را مراعات كنیم. «لكثیر من المشركین» نه آنكه همه چنیناند.
توجیه گناه و آراستن زشتىها، عامل هلاكت و سقوط است. «زَیَّن... لیُردُوهم»
خرافهگرایى، سبب التقاط و آمیختگى دین با شبهات است. «ولیلبسوا»
پیامبر، مسئول ابلاغ است نه اجبار، اگر مردم گوش نكردند، آنان را رها كرده و به سراغ دلهاى آماده مىرود. «فذرهم»
افكار و رفتار منحرفان، نباید حقّجویان را دلسرد كند. «فذرهم و ما یفترون»
شریك پنداشتن براى خداوند، افترا به اوست. «فذرهم و ما یفترون»