قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ قَتَلُوٓاْ أَوۡلَـٰدَهُمۡ سَفَهَۢا بِغَيۡرِ عِلۡمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ ٱفۡتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِۚ قَدۡ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهۡتَدِينَ
140
قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ قَتَلُوٓاْ أَوۡلَـٰدَهُمۡ سَفَهَۢا بِغَيۡرِ عِلۡمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ ٱفۡتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِۚ قَدۡ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهۡتَدِينَ
140
جاهلان عرب، به گمان تقرّب به بتها، یا به جهت حفظ آبرو، دختران خود را گاهى قربانى بتها یا زنده به گور مىكردند.
خسارت واقعى، فدا شدن انسان در راه باطل است. (چه قربانى بت شدن، چه فداى خیال و غیرت نابجا) «قد خَسر»
تحریم نابجاى حلالها، افترا بر خداوند است. «وحرّموا ما رزقهم اللَّه افتراء»
انجام هر كارى و تحریم هر چیزى، یا دلیل شرعى مىخواهد یا عقلى. «بغیر علم افتراء على اللَّه»
با خرافات، با شدیدترین وجه مقابله وبرخورد كنیم. «قد خسر، سفهاً بغیر علم، افتراء، ضلّوا، ما كانوا مهتدین»