وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا لَعِبٌ وَلَهۡوٌ وَلَلدَّارُ ٱلۡـَٔاخِرَةُ خَيۡرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ
32
وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا لَعِبٌ وَلَهۡوٌ وَلَلدَّارُ ٱلۡـَٔاخِرَةُ خَيۡرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ
32
خیر بودن آخرت به خاطر آن است كه هم لذّتهایش آمیخته به رنج نیست و هم زودگذر و موهوم و خیالى نیست.
با توجّه به آیات دیگر قرآن، نباید این آیه را دعوت به رهبانیّت و ترك دنیا دانست.
كلمهى «لعب» به كارى گفته مىشود كه قصد صحیحى در آن نباشد و كلمهى «لهو» به كارى گفته مىشود كه انسان را از كارهاى مهم و اصلى باز دارد. 299
شباهت دنیا به لهو و لعب از جهاتى است:
الف: دنیا مثل بازى، مدّتش كوتاه است.
ب: دنیا مثل بازى، تفریح و خستگى دارد و آمیختهاى از تلخى و شیرینى است.
ج: غافلان بىهدف، بازى را شغل خود قرار مىدهند.
د: دنیاگرایى مثل بازى، انسان را از اهداف مهم باز مىدارد.
راه نجات از حسرت آخرت، فكر و تعقّل است. «یا حسرتنا... أفلا تعقلون»
خردمند، فریب دنیا را نمىخورد. «و للدّار الاخرة خیر... أفلا تعقلون»
بكار نگرفتن اندیشه، زمینه توجّه به دنیا وغفلت از آخرت است. «أفلاتعقلون»
غفلت از آخرت، سبب توبیخ است. «أفلا تعقلون»
تعقّل و تقوا، ملازم یكدیگرند. «یتّقون أفلاتعقلون»