وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ وَيُرۡسِلُ عَلَيۡكُمۡ حَفَظَةً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُونَ
61
وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ وَيُرۡسِلُ عَلَيۡكُمۡ حَفَظَةً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُونَ
61
مسألهى قبض روح، در قرآن هم به خداوند نسبت داده شده «اللّه یتوفّى الانفس»، هم به ملك الموت و هم به فرشتگان. این اختلاف تعبیر شاید به خاطر آن باشد كه جان افراد عادى را فرشتگان مىگیرند و جان افراد برجسته را ملك الموت كه فرشته برترى است و جان اولیاى خدا را ذات مقدّس او مىگیرد.
و شاید به این دلیل باشد كه ابتدا فرشتگان، روح مردم را مىگیرند و سپس تحویل ملكالموت مىدهند و آنگاه ملكالموت (عزرائیل) روحهاى گرفته شده را به خداوند تحویل مىدهد و به همین دلیل گرفتن روح مردم هم كار فرشتگان و هم كار ملك الموت و هم كار خداوند به شمار مىرود.
ممكن است مراد از فرشتگان محافظ، آنان باشند كه مراقب و نگهدار انسان از حوادثند، «له معقّ 359 بات من بین یدیه و من خلفه یحفظونه من امراللَّه» 360 و ممكن است مراد از حفظه، فرشتگانى باشند كه مأمور ثبت و ضبط اعمال انسانند. «رسلنا لدیهم یكتبون» 361
ایمان به مراقبت فرشتگان از انسان، عامل شكر از خداست، همان گونه كه ایمان به ثبت اعمال توسّط فرشتگان عامل حیا و تقواست.
تسلّط خدا بر بندگان چنان است كه كسى را تاب مقاومت نیست. «و هو القاهر فوق عباده»
در دستگاه آفرینش، انواع مراقبتها وجود دارد. «حفظة»
فرستادن فرشتگان محافظ، دائمى است. «یُرسل» (فعل مضارع نشانهى دوام و استمرار است)
هر دسته از فرشتگان، مأموریّت خاصّى دارند. «حفظة - توفّته»
براى قبض روح یك نفر چند فرشته حاضر مىشوند. «اذا جاء احدكم الموت توفّته رسلنا»
فرشتگان در انجام مأموریّت، سهلانگارى ندارند و معصومند. «لایفرّطون» چنانكه در آیه دیگر آمده است: «لا یَعصون اللّه ما أمرهم» 362