سوره انعام - آیه 61 جزء 7 - صفحه 135

    وَهُوَ ٱلۡقَاهِرُ فَوۡقَ عِبَادِهِۦ‌ وَيُرۡسِلُ عَلَيۡكُمۡ حَفَظَةً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُونَ

    61

تفسیر نور
وتنها اوست كه قهر واقتدارش مافوق بندگان است و نگهبانانى بر شما مى‌فرستد، تا آنكه چون مرگ یكى از شما فرا رسد، فرستادگان ما (فرشتگان) جان او را بازگیرند و در كار خود، هیچ كوتاهى نكنند.

نکته‌ها
گرفتن روح در شب وبرگرداندن آن در روز یكى از نمونه‌هاى قاهربودن خدا برانسان است.

مسأله‌ى قبض روح، در قرآن هم به خداوند نسبت داده شده «اللّه یتوفّى الانفس»، هم به ملك الموت و هم به فرشتگان. این اختلاف تعبیر شاید به خاطر آن باشد كه جان افراد عادى را فرشتگان مى‌گیرند و جان افراد برجسته را ملك الموت كه فرشته برترى است و جان اولیاى خدا را ذات مقدّس او مى‌گیرد.

و شاید به این دلیل باشد كه ابتدا فرشتگان، روح مردم را مى‌گیرند و سپس تحویل ملك‌الموت مى‌دهند و آنگاه ملك‌الموت (عزرائیل) روح‌هاى گرفته شده را به خداوند تحویل مى‌دهد و به همین دلیل گرفتن روح مردم هم كار فرشتگان و هم كار ملك الموت و هم كار خداوند به شمار مى‌رود.

ممكن است مراد از فرشتگان محافظ، آنان باشند كه مراقب و نگهدار انسان از حوادثند، «له معقّ 359 بات من بین یدیه و من خلفه یحفظونه من امراللَّه» 360 و ممكن است مراد از حفظه، فرشتگانى باشند كه مأمور ثبت و ضبط اعمال انسانند. «رسلنا لدیهم یكتبون» 361

ایمان به مراقبت فرشتگان از انسان، عامل شكر از خداست، همان گونه كه ایمان به ثبت اعمال توسّط فرشتگان عامل حیا و تقواست.


359) تفسیر المیزان.

360) رعد، 11.

361) زخرف، 80.

پیام‌ها
خداوند، قدرت و سلطه‌ى كامل دارد و اگر ما را آزاد گذاشته، به خاطر مهلتى است كه از روى لطف اوست. «و هو القاهر...»

تسلّط خدا بر بندگان چنان است كه كسى را تاب مقاومت نیست. «و هو القاهر فوق عباده»

در دستگاه آفرینش، انواع مراقبت‌ها وجود دارد. «حفظة»

فرستادن فرشتگان محافظ، دائمى است. «یُرسل» (فعل مضارع نشانه‌ى دوام و استمرار است)

هر دسته از فرشتگان، مأموریّت خاصّى دارند. «حفظة - توفّته»

براى قبض روح یك نفر چند فرشته حاضر مى‌شوند. «اذا جاء احدكم الموت توفّته رسلنا»

فرشتگان در انجام مأموریّت، سهل‌انگارى ندارند و معصومند. «لایفرّطون» چنانكه در آیه دیگر آمده است: «لا یَعصون اللّه ما أمرهم» 362


362) تحریم، 6.