سوره انعام - آیات 65 تا 66 جزء 7 - صفحه 135

    قُلۡ هُوَ ٱلۡقَادِرُ عَلَىٰٓ أَن يَبۡعَثَ عَلَيۡكُمۡ عَذَابًا مِّن فَوۡقِكُمۡ أَوۡ مِن تَحۡتِ أَرۡجُلِكُمۡ أَوۡ يَلۡبِسَكُمۡ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعۡضَكُم بَأۡسَ بَعۡضٍ‌ ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُصَرِّفُ ٱلۡـَٔايَـٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَفۡقَهُونَ

    65

    وَكَذَّبَ بِهِۦ قَوۡمُكَ وَهُوَ ٱلۡحَقُّ‌ۚ قُل لَّسۡتُ عَلَيۡكُم بِوَكِيلٍ

    66

تفسیر نور
بگو: او تواناست كه از بالاى سرتان یا از زیر پایتان عذابى بر شما بفرستد یا شما را به صورت گروه‌هاى گوناگون با هم درگیر كند، و طعم تلخ جنگ و خونریزى را توسط یكدیگر به شما بچشاند. بنگر كه چگونه آیات را گونه‌گون بازگو مى‌كنیم، باشد كه بفهمند. و قوم تو این قرآن را تكذیب كردند، با آنكه سخن حقّى است، بگو: من وكیل و عهده‌دار ایمان آوردن شما نیستم.

نکته‌ها
«لَبْس» به معناى آمیختن، و «شِیَع» جمع «شیعه»، به معناى گروه است.

در آیه‌ى قبل، قدرت نجات‌بخش الهى مطرح شد، اینجا قدرت قهر و عذاب او.

امام باقر علیه السلام فرمودند: مراد از عذاب آسمانى، دود و صیحه و مراد از عذاب زمینى، فرورفتن در آن و مراد از «یَلبِسَكم شِیَعا»، تفرقه در دین و بدگویى و كشتن یكدیگر است. 367 شاید آن حضرت در مقام بیان بعضى از نمونه‌ها بوده‌اند نه تمام مصادیق، زیرا مثلا عذاب فوق شامل فشار طاغوت‌ها كه حاكم بر مردمند و عذاب تحت شامل قهرى بدنبال نافرمانى مردم از رهبر حقّ كه از مردم و در مردم و هم سطح آنان است نیز مى‌شود.

تعابیر گوناگونى در قرآن خطاب به پیامبر اكرم‌صلى الله علیه وآله، این مضمون را بیان مى‌كند كه پیامبر مسئولِ ابلاغ دین خداست، نه اجبار مردم به ایمان آوردن. از جمله: «ما جعلناك علیهم حفیظا» 368 ، «لستَ علیهم بمصیطر» 369 ، «ما أنت علیهم بجبّار» 370 ، «ما على الرّسول الاّ البَلاغ» 371 ، «أفانتَ تكره النّاس» 372 ، «لااكراه فى‌الدّین» 373 ، «اِن أنت الاّ نذیر» 374 و «قل لستُ علیكم بوكیل».


367) تفسیر نورالثقلین.

368) انعام، 107.

369) غاشیه، 22.

370) ق ، 45.

371) مائده، 99.

372) یونس، 99.

373) بقره، 256.

374) فاطر، 23.

پیام‌ها
یكى از وظایف پیامبر، یادآورى قدرت بى‌مانند خداوند است. «قل هو القادر»

شرك، زمینه‌ساز دریافت انواع عذاب‌هاست. «ثم انتم تشركون قل هو القادر...»

خداوند، هم نجات‌بخش است، هم عذابگر، آنكه آگاهانه سراغ غیر خدا مى‌رود، باید منتظر عذاب باشد. «قل هوالقادر على أن یبعث ...»

تفرقه و تشتّت، از عذاب‌هاى الهى و در كنار عذاب آسمانى و زمینى مطرح شده است. «یلبسكم شیعاً»

گاهى مردم، به وسیله‌ى مردم و با دست یكدیگر عذاب و تنبیه مى‌شوند. «یذیق بعضكم بأس بعض»

مبلّغان دینى باید از روشهاى گوناگون براى ارشاد مردم بهره‌گیرند. «اُنظر كیف نصرّف الآیات»

اگر مفهومى را در قالب‌هاى متنوّع ارائه دادیم، به تأثیرات بیشترى امیدوار باشیم. «نُصرّف الآیات لعلّهم یفقهون»

چون راه شما حقّ است، از تكذیب مردم نگران نباشید. «و هو الحقّ»

تو مسئول وظیفه هستى، ضامن نتیجه نیستى. «لستَ علیكم بوكیل»