قُلۡ هُوَ ٱلۡقَادِرُ عَلَىٰٓ أَن يَبۡعَثَ عَلَيۡكُمۡ عَذَابًا مِّن فَوۡقِكُمۡ أَوۡ مِن تَحۡتِ أَرۡجُلِكُمۡ أَوۡ يَلۡبِسَكُمۡ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعۡضَكُم بَأۡسَ بَعۡضٍ ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُصَرِّفُ ٱلۡـَٔايَـٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَفۡقَهُونَ
65
قُلۡ هُوَ ٱلۡقَادِرُ عَلَىٰٓ أَن يَبۡعَثَ عَلَيۡكُمۡ عَذَابًا مِّن فَوۡقِكُمۡ أَوۡ مِن تَحۡتِ أَرۡجُلِكُمۡ أَوۡ يَلۡبِسَكُمۡ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعۡضَكُم بَأۡسَ بَعۡضٍ ٱنظُرۡ كَيۡفَ نُصَرِّفُ ٱلۡـَٔايَـٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَفۡقَهُونَ
65
وَكَذَّبَ بِهِۦ قَوۡمُكَ وَهُوَ ٱلۡحَقُّۚ قُل لَّسۡتُ عَلَيۡكُم بِوَكِيلٍ
66
در آیهى قبل، قدرت نجاتبخش الهى مطرح شد، اینجا قدرت قهر و عذاب او.
امام باقر علیه السلام فرمودند: مراد از عذاب آسمانى، دود و صیحه و مراد از عذاب زمینى، فرورفتن در آن و مراد از «یَلبِسَكم شِیَعا»، تفرقه در دین و بدگویى و كشتن یكدیگر است. 367 شاید آن حضرت در مقام بیان بعضى از نمونهها بودهاند نه تمام مصادیق، زیرا مثلا عذاب فوق شامل فشار طاغوتها كه حاكم بر مردمند و عذاب تحت شامل قهرى بدنبال نافرمانى مردم از رهبر حقّ كه از مردم و در مردم و هم سطح آنان است نیز مىشود.
تعابیر گوناگونى در قرآن خطاب به پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله، این مضمون را بیان مىكند كه پیامبر مسئولِ ابلاغ دین خداست، نه اجبار مردم به ایمان آوردن. از جمله: «ما جعلناك علیهم حفیظا» 368 ، «لستَ علیهم بمصیطر» 369 ، «ما أنت علیهم بجبّار» 370 ، «ما على الرّسول الاّ البَلاغ» 371 ، «أفانتَ تكره النّاس» 372 ، «لااكراه فىالدّین» 373 ، «اِن أنت الاّ نذیر» 374 و «قل لستُ علیكم بوكیل».
370) ق ، 45.
شرك، زمینهساز دریافت انواع عذابهاست. «ثم انتم تشركون قل هو القادر...»
خداوند، هم نجاتبخش است، هم عذابگر، آنكه آگاهانه سراغ غیر خدا مىرود، باید منتظر عذاب باشد. «قل هوالقادر على أن یبعث ...»
تفرقه و تشتّت، از عذابهاى الهى و در كنار عذاب آسمانى و زمینى مطرح شده است. «یلبسكم شیعاً»
گاهى مردم، به وسیلهى مردم و با دست یكدیگر عذاب و تنبیه مىشوند. «یذیق بعضكم بأس بعض»
مبلّغان دینى باید از روشهاى گوناگون براى ارشاد مردم بهرهگیرند. «اُنظر كیف نصرّف الآیات»
اگر مفهومى را در قالبهاى متنوّع ارائه دادیم، به تأثیرات بیشترى امیدوار باشیم. «نُصرّف الآیات لعلّهم یفقهون»
چون راه شما حقّ است، از تكذیب مردم نگران نباشید. «و هو الحقّ»
تو مسئول وظیفه هستى، ضامن نتیجه نیستى. «لستَ علیكم بوكیل»