فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـٰذَا رَبِّي فَلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ
77
فَلَمَّا رَءَا ٱلۡقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـٰذَا رَبِّي فَلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمۡ يَهۡدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلضَّآلِّينَ
77
ابراهیم علیه السلام هم با ستاره پرستان برخورد كرد، هم با ماه و خورشید پرستان. 402 به گفتهى بسیارى از مفسّران، گفتگوى حضرت ابراهیم با مشركین منطقهى بابل بود.
انسان در هر فرضیهاى كه به بن بست رسید، باید بدون لجاجت، مسیر را عوض كند. بر خلاف مشهور كه مىگویند: مرد آن است كه روى حرف خود بایستد و پافشارى كند، این آیه به ما مىگوید: مرد آن است كه حرفش «حقّ» باشد، گرچه با تغییر موضع باشد.
402) تفسیر نورالثقلین.
در انتقاد، باید از روش گام به گام بهره گرفت. در آیهى قبل فرمود: من «آفلین» را دوست ندارم. ولى اینجا مىفرماید: پرستش ماه، انحراف و ضلالت است.
در راه شناخت، باید به فیض و هدایت الهى تكیه كرد و بدون آن، نمىتوان به سرچشمهى زلال معارف رسید. 403 «لئن لم یهدنى ربّى»
در درون انسان، گمشدهاى است كه گاهى در پیدا كردن آن، سراغ مصداقهاى گوناگون (و گاهى انحرافى) مىرود. «هذا ربّى» در دو آیه پىدرپى آمده است.
انبیا هم به هدایت الهى نیازمندند. «لئن لم یهدنى ربّى»
هدایتگرى از شئون ربوبیّت است. «یهدنى ربّى»