فَلَمَّا رَءَا ٱلشَّمۡسَ بَازِغَةً قَالَ هَـٰذَا رَبِّي هَـٰذَآ أَكۡبَرُ فَلَمَّآ أَفَلَتۡ قَالَ يَـٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٌ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ
78
فَلَمَّا رَءَا ٱلشَّمۡسَ بَازِغَةً قَالَ هَـٰذَا رَبِّي هَـٰذَآ أَكۡبَرُ فَلَمَّآ أَفَلَتۡ قَالَ يَـٰقَوۡمِ إِنِّي بَرِيٓءٌ مِّمَّا تُشۡرِكُونَ
78
كوچكى و بزرگى اجسام مهم نیست، همه آنها چون متغیّر و ناپایدارند، پس نمىتوانند خدا باشند. «هذا أكبر»
شیوهى تعلیم حقّ یا انتقاد از باطل، باید گام به گام باشد. ابتدا نفى ستارهو ماه و در نهایت خورشید. «فلمّا رءا الشمس... قال»
برائت از شرك، «فریاد ابراهیمى» است. «اِنّى برىء ممّا تشركون»
برائت از «شرك» است، نه از «افراد». «ممّا تشركون»، نه «منكم».
برائت جستن، باید پس از بیان برهان و استدلال باشد. (اوّل افول و غروب را مطرح كرد، بعد برائت از شرك را). «فلمّا أفلت قال...»