ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۚ وَلَوۡ أَشۡرَكُواْ لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
88
ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۚ وَلَوۡ أَشۡرَكُواْ لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
88
هدایت، كار خداست. حتّى پیامبران، از خود راه هدایتى ندارند. «یهدى به مَن یشاء»
شرك، عامل محو و باطل شدن كارهاست. «لو اشركوا لحبط»
در سنّت الهى، تبعیض نیست. حتّى اگر پیامبران شرك ورزند، تنبیه مىشوند، چون اصالت با حقّ است، نه اشخاص. (با توجّه به اینكه آیات قبل مربوط به انبیا است). «ولو أشركوا»
انبیا معصومند و غبار شرك هرگز بر دامانشان نمىنشیند. در آیه، فرضِ شرك به عنوان فرض محال آمده است. «لَوْ»
در جهانبینى الهى، ارزش كارها در اخلاص آنهاست. اگر اخلاص نباشد، چیزى باقى نمىماند. «ولو أشركوا لحبط»