و آن گاه كه پیامبر به بعضى از همسرانش سخنى را به راز گفت، پس چون آن زن، راز را (به دیگرى) خبر داد و خداوند، (افشاى) آن را بر پیامبر ظاهر ساخت، و پیامبر بعضى (از افشاگرىهاى آن زن را به او) اعلام و از بیانِ برخى اعراض نمود. پس چون به آن زن خبر داد، (زن) گفت: چه كسى تو را از این خبردار كرد؟ پیامبر فرمود: خداوند داناى خبیر به من خبر داد.
پیامها

زن باید رازدار باشد تا همسرش بتواند اسرارش را به او بگوید. «
و اذ أسرّ النّبىّ الى بعض ازواجه»
بیان برخى مطالب براى تمام افراد خانواده، ضرورتى ندارد. «الى بعض ازواجه»
آبروى افراد خطاكار را حفظ كنید و نام آنها را نبرید. «بعض ازواجه... نبّأت به»
زنان پیامبر، معصوم نبودند، زیرا رازدار آن حضرت نبودند. «اسرّ النّبى... نبّأت»
پیامبر اسلام نیز گرفتار مسائل خانوادگى بود. «اسرّ النّبى... نبّأت به»
خداوند به پیامبرش عنایت ویژه دارد و مشت كسانى را كه نسبت به پیامبر وفادار نیستند باز مىكند. «نَبّأت به... اظهره اللّه»
رهبر جامعه نباید از مسائل داخلى وخانوادگى خود غافل باشد. «اظهره اللّه علیه»
خداوند از طریق غیب، پیامبرش را آگاه مىكند. «اظهره اللّه علیه»
لغزشها را به خود افراد بگویید نه دیگران. «عرّف بعضه»
در مدیریّت، گاهى تغافل و سعه صدر لازم است. «و اعرض عن بعض»
تمام لغزشهاى خطاكاران را به رخ آنان نكشید. «و اعرض عن بعض»
آن كه اسرار دیگران را سرّى فاش مىكند، احتمال بدهد كه سرّ او نیز فاش شود. «نبّأت به... نبّأها به»
سرچشمه علم انبیا، علم الهى است. «نبّأنى العلیم الخبیر»
منبع خبر و خبردهنده، باید عالم و خبیر باشد. «نبّأنى العلیم الخبیر» (خبرى قابل ارزش و استناد است كه بر پایه علم و آگاهى باشد.)
افشاگرى خداوند نشانه حضور و نظارت او و ایمان به حضور خداوند علیم و خبیر، مىتواند انسان را از هرگونه گناه و توطئه باز دارد. «العلیم الخبیر»