وَلَقَدۡ مَكَّنَّـٰكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَجَعَلۡنَا لَكُمۡ فِيهَا مَعَـٰيِشَ قَلِيلًا مَّا تَشۡكُرُونَ
10
وَلَقَدۡ مَكَّنَّـٰكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَجَعَلۡنَا لَكُمۡ فِيهَا مَعَـٰيِشَ قَلِيلًا مَّا تَشۡكُرُونَ
10
حقّ بهرهگیرى از امكانات زمین، براى همهى انسانهاست ومخصوص گروه خاصّى نیست. «مكّناكم فى الارض»
آفرینش زمین و شرایط آن (از نظر گردش، حرارت، نور، جذب و دفع آبها و گیاهان، قبول فضولات و تحویل سبزىها و میوهها و...) به گونهاى است كه انسان مىتواند در آن نیازمندىهاى خود را برطرف كند. «مكّناكم فى الارض و جعلنا لكم فیها معایش»
قوانین حاكم بر طبیعت، به نوعى است كه انسان مىتواند بر آن سلطه داشته باشد و آن را در اختیار بگیرد. اگر خداوند آن را رام نمىساخت، بشر به تنهایى قدرت مهار كردن و بهره گیرى از آن را نداشت. «مكّناكم»
زمین، در اختیار و مسخّر انسان قرار داده شده تا به رشد و كمال برسد و معیشت خود را تأمین كند. «مكّناكم...» سعدى مىگوید:
ابر و باد و مه خورشید و فلك در كارند تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى
نعمتها باید زمینهساز شكر باشد، نه عامل غفلت و عیّاشى. «تشكرون»
انسان ناسپاس است و قرآن، مكرّر از كمسپاسى مردم و غفلت و بىایمانى غالب آنان سخن گفته است. «قلیلاً ما تشكرون»