أَوَلَمۡ يَهۡدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِ أَهۡلِهَآ أَن لَّوۡ نَشَآءُ أَصَبۡنَـٰهُم بِذُنُوبِهِمۡۚ وَنَطۡبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَسۡمَعُونَ
100
أَوَلَمۡ يَهۡدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِ أَهۡلِهَآ أَن لَّوۡ نَشَآءُ أَصَبۡنَـٰهُم بِذُنُوبِهِمۡۚ وَنَطۡبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَسۡمَعُونَ
100
انسان گاهى در مسیر غلط و اصرار و تكرار عمل انحرافى چنان گام مىنهد كه آن خلاف بر جان و دل او نقش مىبندد وبه صورت خصلت و ملكهى او در مىآید و دیگر پذیراى هیچ هدایتى نمىشود، البتّه این تأثیر و تأثّر را خداوند كه سبب ساز و سبب سوز است چنین قرار داده، بنابراین انسان با ارادهى خود، خودش را به این مرحله رسانده است. 195
194) تفسیر اثنى عشرى
195) تفسیر نمونه
كیفرهاى الهى به خاطر گناهان انسان است. «بذنوبهم» گناه، مقدّمهى مُهر خوردن بر دل و مانع درك صحیح و سبب سلب توفیق از انسان است.
درك نكردن حقایق دینى، از كیفرهاى الهى است. «نطبع على قلوبهم فهم لایسمعون»
قوانین حاكم بر تاریخ، ثابت است. از این رو تاریخ گذشتگان، مىتواند راهنماى عمل آیندگان باشد. (كلّ آیه)