أَفَأَمِنُواْ مَكۡرَ ٱللَّهِۚ فَلَا يَأۡمَنُ مَكۡرَ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡخَـٰسِرُونَ
99
أَفَأَمِنُواْ مَكۡرَ ٱللَّهِۚ فَلَا يَأۡمَنُ مَكۡرَ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡخَـٰسِرُونَ
99
حتّى پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام نیز خود را در امان نمىدانستند و همواره مراقب اعمال خود بودهاند تا مبادا از آنان لغزشى سربزند، لذا پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: «انّى اخاف اِن عصیتُ ربّى عذاب یوم عظیم» 190
راوى مىگوید پشت سر امام صادق علیه السلام نماز مىخواندم كه حضرت در نماز فرمود: «الّلهم لاتؤمنّى مَكرك»، خداوندا! مرا از مكر خودت غافل و ایمن نگردان. آنگاه حضرت فرمود: «فلایأمن مكر اللّه الاّ القوم الخاسرون» 191
حضرت على علیه السلام مىفرماید: حتّى بر نیكوكاران این امّت از كیفر الهى ایمن مباش، زیرا خداوند مىفرماید: «فلایأمن مكر اللّه الاّ القوم الخاسرون». 192
در حقیقت ایمن نبودن از مكر الهى، به معنى توجّه به از مسئولیّتها و تكالیف و ترس از كوتاهى در انجام وظایف است.
191) تفسیر نمونه
192) نهج البلاغه، حكمت 377
به نظام آرام موجود مغرور نشویم و هرگز خود را مصون ندانیم. «أفَأمِن اهل القُرى...» آرى، عذابها مخصوص اقوام پیشین نیست، قانون الهى شامل همهى اقوام در هر زمانى مىشود.
اگر خداوند اراده كند، مىتواند قهر خویش را در زمانى نازل كند كه هیچ راه چارهاى نباشد و شبانه همه را نابود كند. «بیاتاً و هم نائمون»
انسان با همهى تدبیر و ابتكار و پیشرفت، نباید از عذاب الهى آسوده خاطر باشد. «أفأمِن... او أمن...»
از اسباب توجّه و غفلتزدایى، طرح احتمال خطر است. «أفأمن، أو أمِن»
خواب غفلت وسرگرمىهاى نابجا، زمینهى قهر الهى است. «نائمون... یلعبون»
زندگى بدون ایمان و تقوا، بازیچهاى بیش نیست. «و هم یلعبون»
هرگز از قهر الهى احساس ایمنى نكنیم. «أفأمن... او أمن... أفأمنوا مكر اللّه» آرى، زیستن همراه با بیم و امید مطلوب است.
كسانى كه نسبت به مكر و قهر خدا بىخیالند، زیانكارند.«فلایأمن... الخاسرون»