ثُمَّ بَعَثۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِم مُّوسَىٰ بِـَٔايَـٰتِنَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ فَظَلَمُواْ بِهَا فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلۡمُفۡسِدِينَ
103
ثُمَّ بَعَثۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِم مُّوسَىٰ بِـَٔايَـٰتِنَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ فَظَلَمُواْ بِهَا فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلۡمُفۡسِدِينَ
103
داستان حضرت موسى علیه السلام در قرآن را مىتوان به پنج مرحله تقسیم كرد:
دوران تولّد و كودكى.
فرار از مصر به مَدیَن و ماندن نزد حضرت شعیب علیه السلام.
بعثت و برخوردهایش با فرعون.
نجات او و قومش از سلطهى فرعون و بازگشت به صحراى سینا.
برخوردهاى او با قوم بنىاسرائیل.
یكى از فلسفههاى بعثت پیامبران، مبارزه با طاغوت است. «الى فرعون وملأه»
براى اصلاح جامعه، باید به سراغ مهرههاى اصلى رفت و آب را از سرچشمه صاف كرد. «الى فرعون و ملائه»
تكذیب پیامبران و آیات الهى، از مصادیق ظلم است. «فظلموا بها»
تاریخ را تحلیل كنیم و از آن عبرت بگیریم. «فانظر»
مهم، فرجام و عاقبت كار است، نه جلوههاى زودگذر. «عاقبة المفسدین»
ایمان، جامعه را اصلاح مىكند و كفر و الحاد، آن را به فساد مىكشد. «المفسدین»
وقتى به جاى دین خدا، طاغوت در جامعه حاكم شود، براى حفظ و تقویت خود به هر فسادى دست مىزند. «المفسدین»